تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
« مسألهء 3066 » كسى كه زن خود را طلاق رجعى داده ، حرام است او را در مدّت عدّه از خانه‌اى كه هنگام طلاق در آن خانه بوده بيرون كند ، ولى در بعضى از موارد كه در كتاب‌هاى مفصل گفته شده - مانند اين كه زن كار حرامى كه موجب حدّ است انجام دهد يا ناشزه باشد - بيرون كردن او اشكال ندارد و نيز حرام است زن براى كارهاى غيرلازم از آن خانه بيرون رود . « مسألهء 3067 » اگر زن يا مرد در عدّهء طلاق رجعى بميرد ، ديگرى از او ارث مىبرد ، ولى اگر در عدّهء طلاق بائن - مانند طلاق خُلع يا مبارات - يكى از آنان بميرد ، ديگرى از او ارث نمىبرد ، مگر اين كه در عدّهء طلاق « خلع » يا « مبارات » زن از بخشيدن مال يا مهريّه خود به شوهر برگردد و شوهر هم مطّلع شود و رجوع نمايد كه در اين صورت اگر يكى از آنان در زمان عدّه بميرد ، ديگرى از او ارث مىبرد . « مسألهء 3068 » هرگاه زن در ضمن عقد با شوهر شرط كند كه اگر شوهر مسافرت نمايد يا مثلًا شش ماه به او خرجى ندهد ، اختيار طلاق با زن باشد ، اين شرط باطل است ولى چنانچه شرط كند كه از طرف مرد وكيل باشد كه اگر مرد مسافر كند يا مثلًا شش ماه خرجى ندهد ، از طرف او خود را طلاق دهد ، چنانچه پس از مسافرت مرد يا شش ماه خرجى ندادن خود را با رعايت احتياط طلاق دهد ، صحيح است . « مسألهء 3069 » اگر بچّه‌اى ديوانه شود و با حال ديوانگى بالغ گردد ، پدر و جدّ پدرى او ، اگر به مصلحتش باشد ، مىتوانند زن او را طلاق بدهند . « مسألهء 3070 » اگر پدر يا جدّ پدرى براى طفل خود زنى را صيغه كنند ، اگرچه مقدارى از زمان تكليف بچّه جزء مدّت صيغه باشد ، مثلًا براى پسر چهارده سالهء خود زنى را دو ساله صيغه كنند ، بنابر احتياط نمىتوانند مدّت آن زن را ببخشند و همچنين نمىتوانند زن دائمى او را طلاق دهد . « مسألهء 3071 » اگر از روى علاماتى كه در شرع معيّن شده ، مرد دو نفر را عادل بداند و زن خود را پيش آنان طلاق دهد ، ديگرى كه آنان را عادل نمىداند ، نبايد آن زن را براى خود يا براى كس ديگرى عقد كند .