ساقط كننده است .
« مسألهء 2970 » اگر زن حامله از روى عمد كارى كند كه جنين او سقط شود ، بايد ديهء آن را به تفصيلى كه بيان شد به وارث طفل بپردازد و خود او از اين ديه ارث نمىبرد و اگر ورثهء جنين او را عفو كنند ، ديه ساقط مىشود ، ولى در جنينى كه روح در آن دميده شده ، بنابر احتياط كفّارهء قتل بر او واجب است .
« مسألهء 2971 » اگر كسى زن حاملهاى را بكشد و كشتن آن زن به مرگ جنين او منجر شود ، بايد علاوه بر ديهء زن ، ديهء جنين را هم به تفصيلى كه گفته شد بپردازد .
« مسألهء 2972 » اگر زنى از راه زنا آبستن شود ، جايز نيست بچّهاش را سقط كند ، هرچند روح در آن دميده نشده باشد و چنانچه پس از دميده شدن روح آن را سقط نمايد ، بايد علاوه بر كفّارهء جمع ، ديهء آن را هم بپردازد و قدر متيقّن از آن ، مقدار ديهء كافر ذمّى ( يعنى 800 درهم ) مىباشد .
« مسألهء 2973 » اگر حكومت صالح و شرعى احياناً مصلحت جامعه را در مهار جمعيّت و تنظيم خانواده تشخيص دهد ، تشويق جامعه نسبت به آن با راهنمايى راههاى حلال و منع از راههاى حرام - از قبيل سقط كردن جنين - مانعى ندارد ، ولى الزام افراد به محدود نمودن نسل جايز نيست .
« مسألهء 2974 » جلوگيرىهاى موقّت به وسيلهء قرص يا آمپول - با تجويز پزشك متخصّص - اشكال ندارد ؛ همچنين بستن لولههاى مرد يا زن و عقيم كردن آنان ، اگر عمل جرّاحى به وسيلهء جنس مخالف صورت نگيرد و مستلزم نگاه كردن به عورت يا لمس آن توسّط كسى كه نگاه و لمس او حرام است نباشد ، بدون اشكال است .
« مسألهء 2975 » بيرون ريختن منى در حال آميزش توسّط شوهر در مورد زن دائم بدون رضايت او احتياطاً جايز نيست ولى اگر با رضايت طرفين باشد مانعى ندارد و در مورد متعه ، مرد مىتواند منى خود را بيرون بريزد ؛ ولى زن - دائمى باشد يا متعه - حق ندارد بدون رضايت شوهر ، كارى كند كه نطفهء او بيرون بريزد ، مگر در مواردى كه بيرون نريختن نطفه موجب بچّهدار شدن شود و زن نسبت به آن شرعاً معذور باشد .
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 560
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٦٠