مىفروشم » ؛ ولى اگر عيبى را معيّن كند و بگويد : « مال را با اين عيب مىفروشم » و معلوم شود عيب ديگرى نيز دارد ، خريدار مىتواند براى عيبى كه فروشنده معيّن نكرده ، مال را پس بدهد يا تفاوت بگيرد .
« مسألهء 2333 » در سه صورت اگر خريدار بفهمد مال عيبى دارد ، نمىتواند معامله را به هم بزند ، ولى مىتواند تفاوت قيمت بگيرد :
اوّل : آن كه بعد از معامله تغييرى در مال بدهد كه مردم بگويند : « به گونهاى كه خريدارى و تحويل داده شده ، باقى نمانده است » . دوم : بعد از معامله بفهمد مال عيب دارد و فقط حقّ برگرداندن آن را از خود ساقط كند . سوم : بعد از تحويل گرفتن مال ، عيب ديگرى در آن پيدا شود ، ولى اگر حيوان معيوبى را بخرد و پيش از گذشتن سه روز ، عيب ديگرى پيدا كند ، اگرچه آن را تحويل گرفته باشد ، باز هم مىتواند آن را پس دهد و نيز اگر فقط خريدار تا مدّتى حقّ به هم زدن معامله را داشته باشد و در آن مدّت ، مال عيب ديگرى پيدا كند ، اگرچه آن را تحويل گرفته باشد ، مىتواند معامله را به هم بزند .
« مسألهء 2334 » اگر انسان مالى داشته باشد كه خودش آن را نديده و ديگرى خصوصيّات آن را براى او گفته باشد ، چنانچه او همان خصوصيّات را به مشترى بگويد و آن را بفروشد امّا بعد از فروش بفهمد كه مال بهتر از آن بوده ، مىتواند معامله را به هم بزند .
مسائل متفرّقه خريد و فروش
« مسألهء 2335 » اگر فروشنده قيمت خريد جنس را به مشترى بگويد ، بايد تمام چيزهايى را كه به واسطهء آنها قيمت مال كم يا زياد مىشود بگويد ، اگرچه به همان قيمت يا به كمتر از آن بفروشد ، مثلًا بايد بگويد كه نقد خريده است يا نسيه .
« مسألهء 2336 » اگر انسان كالايى را به كسى بدهد و قيمت آن را معيّن كند و بگويد :
« اين كالا را به اين قيمت به فروش و هرچه زيادتر فروختى مال خودت باشد » ، هرچه زيادتر از آن قيمت بفروشد مال آن دلّال است و نيز اگر بگويد : « اين كالا را به اين قيمت به تو فروختم » و او بگويد : « قبول كردم » يا به قصد فروختن ، جنس را به او بدهد و او هم به