شرايط و اجزا اجزا و شرايط .
شرط اجزا و شرايط .
شرط متأخر : شرطى كه صحّت فعل ، منوط به تحقّق آن شرط بعد از انجام دادن فعل است .
شرع : شريعت ، دين ، آيينى كه از طرف خداوند براى بندگان آمده است .
شغله السفر : كسى كه شغل و كار او خودِ سفر كردن است ، مثل راننده .
شغله فى السفر : كسى كه كار و شغل او در سفر انجام مىشود و سفر مقدّمهء شغل اوست ، مثل كاسب دورهگرد يا معلّمى كه براى تدريس كردن مسافت شرعى را طى مىكند .
شوط : يك بار گرديدن به دور خانهء كعبه از حجر الاسود تا حجر الاسود ؛ يك بار سعى كردن بين صفا و مروه .
شهادت : گواهى دادن .
شهادت ثالثه : شهادت و گواهى دادن بر ولايت حضرت على عليه السلام .
شهادتين : شهادت دادن بر وحدانيت خداوند متعال و رسالت پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد صلى الله عليه و آله .
شهرت : رواج و انتشار چيزى ؛ آشكار شدن مطلبى براى همهء افراد .
شياع : شايع شدن ، همگانى شدن .
شيعه : مسلمانى كه معتقد به خلافت بلافصل على بن ابى طالب و اولاد آن حضرت عليهم السلام بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است .
صحّت : درستى عمل ، مطابق بودن عمل با حكم شرعى كه باعث مىشود آثار شرعى بر آن عمل بار شود ؛ صحّت از احكام وضعى محسوب مىشود .
صدق عرفى : صدق كردن در نزد عامّهء مردم .
صدق كردن : تطبيق يك عنوان بر يك چيز خارجى يا يك عمل ، مثلًا تطبيق متجاهر به فسق بر كسى كه آشكارا شراب مىخورد كه در اين صورت مىگويند متجاهر به فسق بر اين فرد صدق مىكند .
صدقه : بخششى كه مشروط به قصد قربت است .
صغير : غير بالغ .
صفا : كوه معروفى كه در مكه در نزديك خانهء كعبه قرار دارد و حاجى ، سعى را كه يكى از واجبات عمره و حج است ، بين اين كوه و كوه مروه انجام مىدهد .
صفات رذيله : صفاتى كه نشانهء پستى و بدى دارندهء آن صفات است .
صلح ، مصالحه : سازش دو طرف ؛ عقدى كه در آن شخصى با شخص ديگر سازش مىكند تا در مقابل عوضى ، مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او كند يا از طلب يا حقّ خود بگذرد .
صلهء رحم : پيوستگى و نيكى و احسان با خويشاوندان و نزديكان .
صوفى : پيرو طريقهء تصوّف .
استفتائات (فارسى) — صفحة 594
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٩٤