رجحان : ترجيح داشتن .
رجوع به كفايت : يكى از شرايط وجوب حج است ، بدين معنا كه به سبب رفتن به حج ، سرمايه يا ملك يا محلّ كسب يا شغلى كه زندگى انسان با آن تأمين مىشود ، از بين نرود ، به نحوى كه پس از بازگشت از حج در تأمين معيشت خود دچار مشكل شود .
رخصت : در مورد واجب يا مستحبّى كه در بعضى از شرايط ، امر وجوبى يا استحبابى آن برداشته شده باشد ، ولى انجام دادن آن باز هم جايز و كافى باشد ، گفته مىشود كه برداشته شدن وجوب يا استحباب ، رخصت است ، مثل وضو گرفتن در هواى بسيار سرد كه ضرر نداشته ، ولى مشقّت داشته باشد كه در اين صورت حكم وضو گرفتن برداشته شده و به جاى آن ، تيمّم قرار داده شده است ، ولى اگر كسى در اين شرايط هم وضو بگيرد ، وضويش صحيح است . در مقابل رخصت ، عزيمت قرار دارد .
ردّ مظالم : بازگرداندن و دادن مظالم به فقرا ( مظالم ) .
رشد : ملكهء نفسانى كه به سبب آن مىتوان منافع و مصالح و ضرر و زيان را تشخيص داد و باعث مىشود در امور مالى ، انسان از صرف مال در مواردى كه از نظر عقلا نامناسب است و باعث هدر رفتن آن مىشود ، خوددارى كند .
رشد در مقابل سفاهت قرار دارد .
ركن حَجَر : به هر يك از چهارگوشه ( محلّ اتصال دو ديوار ) خانهء كعبه ركن گفته مىشود و به آن گوشهاى كه « حجر الاسود » در آن قرار دارد و محل شروع طواف است ، ركن حجر يا ركن حجر الأسود مىگويند .
ركن شامى : يكى از چهار گوشهء خانهء كعبه كه در موقع طواف ، قبل از ركن يمانى قرار دارد .
ركن عراقى : يكى از چهارگوشهء خانهء كعبه است و در موقع طواف ، بعد از ركن حجر واقع شده است .
ركن نماز اركان نماز .
ركن يمانى : يكى از چهارگوشهء خانهء كعبه است كه به هنگام طواف نمودن ، قبل از ركن حجر قرار مىگيرد .
رمى جمرات : پرتاب سنگريزه به جمرههاى سه گانه در سرزمين منى كه از واجبات حج محسوب مىشود .
روز عرفه : روز نهم ذى الحجّه كه حاجيان از ظهر آن روز در سرزمين عرفات وقوف مىنمايند .
روزهء استيجارى : روزهاى كه انسان اجير مىشود تا آن را به نيابت از شخص ديگرى به جا آورد و به واسطهء اجير شدن ، روزه بر او واجب مىشود .
روزهء كفّاره : روزهاى كه به عنوان جريمه از طرف شارع مقرّر شده است ، مثل كفّارهء افطار عمدى روزهء رمضان ، كه عبارت است از شصت روز روزه ( و يا اطعام شصت فقير و يا آزاد كردن يك بنده ) .
روزهء نذرى : روزهاى كه به واسطهء نذر كردن
استفتائات (فارسى) — صفحة 590
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٩٠