دَين : بدهى ، مثل مالى كه با عقد يا با از بين بردن چيزى يا قرض گرفتن بر عهدهء كسى ثابت مىشود .
ديون : جمع دَين ( دَين ) .
ديه : مالى كه به جهت تلف كردن جان انسان و يا وارد كردن نقص بدنى ، پرداخت مىشود و مقدار آن را شارع معيّن فرموده است .
ذاتى : آن چيزى كه جزء حقيقت چيزى است و در مقابل آن عرضى قرار دارد .
ذبح : كشتن و سر بريدن حيوان .
ذبيحه : حيوان ذبح شده .
ذراع : از آرنج تا انتهاى انگشت وسطى دست ، يكى از واحدهاى اندازهگيرى طول كه حدود نيم متر است .
ذكر : خدا را ياد كردن ، كلامى كه به قصد ياد خداوند گفته شود .
ذكر مطلق : ذكرى كه قصد جزء بودن آن براى چيز ديگر نشده باشد و يا امتثال امر خاصى به وسيلهء آن نشده باشد ، مثل اين كه در بين نماز ذكرى را بگويد و قصد نكند كه اين ذكر جزء نماز باشد .
ذمّه : عهده .
ذمّه او مشغول است : بر عهدهء اوست ( بايد حقّى را ادا كند يا كارى را انجام دهد ) .
ذمّهء خود را برىء كند : با ادا كردن حقّى يا انجام دادن عملى كه برعهدهء او بوده ، تكليف را از خود بردارد .
ذمّى : اهل كتابى ( مسيحى ، يهودى و زرتشتى ) كه در سرزمين مسلمانان زندگى مىكند و ملتزم به شروط ذمّه است و اين شروط در كتابهاى فقهى ذكر شده است .
ذوالحليفه : ميقات مسجد شجره .
ذو اليد يد .
ذهاب ثُلثين : ثُلثان شدن ؛ كم شدن 23 آب انگور به وسيلهء جوشاندن .
راحله : مركبى كه فرد با آن به حج مىرود ( داشتن راحله از شرايط استطاعت حج است ) .
رافع : رفع كننده ، بر طرف كننده .
ربا : زيادى يكى از دو مال همجنس بر ديگرى بدون عوض ، مثل رباى در قرض كه مالى را قرض بدهد به شرط اين كه مقدار بيشترى پس بگيرد و به آن قرض ربوى مىگويند و از نظر شرعى حرام است .
ربح : منفعت و سود .
ربوى : چيزى كه مشتمل بر ربا باشد ، مثل قرض ربوى ( ربا ) .
رجائاً ، رجاى مطلوبيت ، قصد رجا : اين كه فردى عملى را به اميد اين كه مطلوب خداوند باشد ، انجام دهد . اين گونه نيّت كردن در امورى كه مطلوب بودن فعل يا ترك آن در نزد شارع چندان روشن نيست ، نافع است ، مثلًا فرد به اميد مطلوب بودن در نزد شارع چيزى را كه استحبابش چندان روشن نيست ، انجام دهد و يا چيزى كه كراهتش چندان معلوم نيست ، ترك نمايد .
استفتائات (فارسى) — صفحة 589
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٨٩