آوردن حجّ قِران يا حجّ افراد است .
حُجّت : آنچه اعتماد و عمل كردن بر طبق آن جايز است و با عمل به آن ، مكلّف در پيشگاه خداوند معذور است .
حَجّة الاسلام : حجّى كه به واسطهء وجود شرايط استطاعت ، در تمام عمر يك بار بر مكلّف واجب مىشود .
حِجْر اسماعيل : به ديوار كوتاه قوسى شكل كه در سمت غربى خانهء كعبه قرار دارد و مكان محصور بين اين ديوار قوسى و ديوار غربى خانهء كعبه ( كه دو طرف آن ركن عراقى و ركن شامى است ) گفته مىشود .
حَجَر الاسود : سنگى كه در ركن شرقى كه نزديك در كعبه است قرار دارد و بوسيدن و دست كشيدن بر آن مستحب است و طواف خانهء خدا از مقابل آن شروع و به آن ختم مىشود .
حجيّت : حجّت بودن ( حجّت ) .
حجيّت تعبّدى : حجّت بودن يك چيز به واسطهء آن كه شارع مقدّس آن را براى ما حجّت قرار داده و ما هم به جهت اطاعت وتعبّد نسبت به شارع مقدّس آن را حجّت مىدانيم .
حدّ ( شرعى ) : مجازاتى كه از نظر شرع مقدار آن معيّن شده است ، مثل حدّ زنا ، حدّ دزدى و حدّ شربخوارى .
حدّ ترخّص : مقدار مسافتى كه وقتى مسافرى كه قصد مسافت شرعى را كرده و محلّ اقامت خود را ترك نموده ، به آن جا رسيد ، لازم است آثار سفر ، مثل شكسته خواندن نماز را رعايت نمايد و همچنين در بازگشت از سفر با رسيدن به آن جا از حال سفر خارج مىشود . ميزان در حدّ ترخّص بنا بر احتياط نشنيدن اذان محلّ اقامت و نديدن ديوارهاى آن است .
حدّ سفر شرعى مسافت شرعى .
حدّ نصاب نصاب .
حَدَث : حالتى كه به جهت از بين رفتن طهارت در انسان ايجاد مىشود و گاهى به خودِ سببى كه طهارت را از بين مىبرد ( مثل خروج بول و منى ) نيز اطلاق مىشود .
حدث اصغر : حالتى كه به سبب پيش آمدن آنچه كه موجب وضو مىشود ( مثل خروج بول و غائط ) ، در انسان ايجاد مىشود .
حدث اكبر : حالتى كه به واسطهء پيش آمدن آنچه كه موجب غسل مىشود ( مثل جماع و حيض ) ، در انسان ايجاد مىشود .
حدود : جمع حد ( حدّ شرعى ) .
حُديبيه : حدّ غربى حرم مكه است كه حدود 48 كيلومتر با مسجد الحرام فاصله دارد .
حرام : كارى كه شرعاً ممنوع است و بايد ترك شود و انجام دادن آن گناه محسوب مىشود و انجام دهندهء آن مستحق عقاب است ، مثل خوردن شراب .
حرج : مشقّت و سختى و دشوارى شديد .
حرج شخصى : مشقّت و سختى شديد براى شخص معيّن .
حرج نوعى : مشقّت و سختى شديد براى
استفتائات (فارسى) — صفحة 586
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٨٦