ازدواج هم كردهايد ؟
بله . دو بار .
چطور ؟ شما كه مرد بوديد و . . . .
ببينيد حكم شرعى ما در اين مورد ، دقيقاً مشابه حكم زنى است كه براى ازدواج با مشكل مواجه است ، اما به نامزد يا همسرش تا شب عروسى چيزى نمىگويد . تا اينكه شوهرش شب عروسى متوجه ماجرا مىشود . مىتوان او را طلاق دهد يا با پذيرش آن شرايط ، به زندگى خود ادامه دهد . ما همچنين شرايطى داشتيم . همسر اولم ، از يك سال پيش از عمل من از ماجرا با خبر بود ما با هم عقدى خوانديم .
پس چرا جدا شديد ؟
باز هم بايد بگويم نمىدانم علتش را ، چگونه عنوان كنم . شايد به اين دليل كه اين عشق اين قدر واقعى بود كه نمىتوانستم آن را باور كنم . خودم هم اصرار به جدا شدن داشتم ، گرچه بعد از جدايى تا 48 ساعت تمام زندگىام گريه بود و آه و اشك .
وهمسر دومتان ؟
ايشان بيشتر از اينكه همسرم باشند ، همدمم ، فرزندم و خلاصه همه چيزم هستند . پسر دايىام هستند . از بيست سال پيش از فوت والدينشان پيش ما زندگى مىكردند . تا اينكه به هر حال از يك سال پيش ازعمل جراحىام با هم عقد كرديم . او 13 سال از من كوچكتر است . در واقع من يك زن 54 ساله ، با اين وضعيت كه هنوز هم زخمى در بدن دارم ، نمىتوانم مانند زنان ديگر همسرى كنم . اما ايشان مرا با همين شرايط پذيرفتهاند .
پيش از مصاحبه در مورد كميتهاى صحبت مىكرديد كه در سال 80 براى ساماندهى امور ترانسها تشكيل شده بود . در اين مورد بيشتر توضيح مىدهيد .
بله ، اين كميته در سال 80 با حضور جمع زيادى از كارشناسان و نمايندگان نهادهاى مختلف به منظور رسيدگى به امور گوناگونى كه ترانسها با آن درگير هستند تشكيل شده بود . هزينههاى آن نيز از طريق كمكهاى مردم تأمين مىشد .
تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 409
مساهمون: محمد مهدى كريمى نيا
ص٤٠٩