نمىدانستم چه بگويم . فقط گفتم : دكتر يعنى شما 13 سال از عمر مرا فقط به خاطر اينكه خودتان مريضىام را تشخيص نمىداديد ، تلف كرديد ! ؟
يك بار ديگر هم ، زمان انتخابات مجلس ، رفتم پيش يك نماينده مجلس ، ايشان جلوى مردم كلى از ما استقبال كردند و قول دادند در صورت انتخاب شدن حتماً براى طرح مشكلات ما در مجلس كمك كنند . اما وقتى بعد از راه يافتنشان به مجلس به ايشان تلفن كردم خيلى راحت گفتند : من شما را نمىشناسم .
بالاخره چطور شد كه عمل كرديد ؟
ديگر نمىتوانستم منتظر تحقق وعدههاى مسؤولان باشم . هر طورى بود پول عمل جراحى و مسافرت به خارج را تهيه كردم و براى معالجه به تايلند رفتم . يكى از مجهزترين بيمارستانهاى اين حوزه ، در اين كشور وجوددارد . حتى اروپائيان هم براى انجام اين عمل به آن جا مىروند . سال 81 بود كه بالاخره عازم تايلند شدم ، در فرودگاه لباس مردانه پوشيده بودم . من از سال 62 تا 81 محجبه بودم . در فرودگاه مسؤولان حراست با ديدن شناسنامه من گفتند : نه ، تو پسر هستى كه خودت را به شكل دختر در آوردهاى ، گفتم : باشه حالا كه اين طورى است من چادر و چارقدم را بر مىدارم ، اما گناهشان به پاى شما !
همين كار را هم كردم . لباس عوض كردم و در هيأت يك مرد به تايلند رفتم . حتى در سفارت ايران در تايلند هم مرا نپذيرفتند . مىگفتند تو تروريستى ! اين بود كه رفتم هتل و از آن جا به سفير ايران در تايلند زنگ زدم . ايشان خودشان با من قرار ملاقاتى گذاشتند و پس از شنيدن حرفهاى من قول دادند از هر كارى كه بتوانند مضايقه نكنند . به وعدهشان هم عمل كردند و واقعاً تا برگشتن به ايران ، سنگ تمام گذاشتند . يادم هست شبى كه به تايلند پرواز مىكردم . شب حمله آمريكا به افغانستان بود . اتفاقاً بازيكنهاى تيم تايلند هم پس از بازى با ايران با همان پرواز به كشورشان باز مىگشتند .
از عملتان راضى بوديد و هستيد ؟
بله ، دكتر پيريجا از بهترين پزشكان دنيا در اين زمينه است . واقعيت اين است كه
تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 407
مساهمون: محمد مهدى كريمى نيا
ص٤٠٧