در يكى از مصاحبههاى شما با يكى از خبرگزارىها خوانده بودم كه گويا شما در جبهه بودهايد ؟
فكر نمىكنم چندان مهم باشد . چون در خط مقدم نبودم . بلكه به عنوان پرستار پشت جبهه ، در بيمارستان رازى تهران از مجروحين جنگ پرستارى مىكردم .
چى شد كه به فكر جبهه و پرستارى از مجروحين افتاديد ؟
حس مىكردم به اين طريق ارضا مىشوم . يك جور ارضاى روحى . يك احساس مفيد بودن . از طرفى ديگر ، اين فعاليت باعث مىشد تا مدتى از اطرافيان و حرف و حديثهاى آنها دور باشم .
كميتهاى كه در حال حاضر در وزارت كشور در حال شكلگيرى است زير نظر كجاست ؟
زير نظر رييس جمهور و وزير كشور .
الان وقتى به گذشته و آينده خود نگاه مىكنيد ، از آن احساس رضايت مىكنيد ؟
احساس مىكنم يك جورهايى حق مرا خوردهاند .
لحظهاى كه بعد از عمل به هوش آمديد چه احساسى داشتيد ؟
يادم مىآيد هميشه به هواپيماهايى كه از بالاى منزلمان عبور مىكردند نگاه مىكردم و مىگفتم . خدايا ، يعنى مىشود يك روز من هم با يكى از اينها به تايلند بروم ، جراحى كنم و سالم برگردم ؟ لحظهاى كه چشم باز كردم به اين آرزو فكر مىكردم .
بعد از شما هم افرادى بودند كه به تايلند مسافرت كنند ؟
بله . خيلى زياد .
الان با ترانسها جلسات مرتبى هم داريد ؟
نه . ولى جوانترها بعضى وقتها دور هم جمع مىشوند .
از سر كردن چادر و مقنعه چه احساسى داريد ؟ چون خبرگزارىهاى خارجى
تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 412
مساهمون: محمد مهدى كريمى نيا
ص٤١٢