مادرتان وقتى از ماجرا مطلع شدند چه واكنشى داشتند ؟
مادرم زياد در جريان نبود . البته رفتارهاى من تا حدود زيادى برايش سؤال برانگيز بود ، اما زياد جدى نمىگرفت . تا اينكه تقريباً در سن 16 سالگى شبى خودم ماجرا را برايش تعريف كردم و گفتم : مادر ، من حالتها و احساسات زنانه خاصى دارم ! يادم هست در حالى كه شكلكى مىآورد با لحنى تمسخر آميز گفت : من حالت زنانه دارم ! يعنى چه ! ؟ اين چرت و پرتها چيه كه مىگويى ؟ خجالت هم نمىكشى ! برو بگير بتمرگ . بخواب ! تا آن لحظه اعتقادى به نماز خواندن نداشتم . اما يادم هست آن شب و در آن لحظات چنان حال نزارى داشتم كه بلند شدم وضو گرفتم ، رو به ماه ايستادم و شروع كردم به نماز خواندن . اشك مىريختم و از خدا مىخواستم كه يا امشب من را بكُشد يا فردا در هيبت يك مرد بيدار شوم .
يعنى بيشتر احساس مرد بودن مىكرديد ، يا احساس زن بودن ؟
من هميشه احساس مىكردم زن هستم
در اين مدت با افرادى مانند خود نيز در تماس بوديد ؟
يك شب در سن 18 سالگى وقتى اواخر شب ، از يك ميهمانى كه در آن باهيبت زنانه حاضر شده بودم برمىگشتم ، ژيانى جلوى پايم ترمز كرد ، كه داخل آن سه مرد نشسته بودند كه درست مانند من ترانس سكشوال بودند .
از كجا متوجه اين مسأله شديد !
ببينيد ، اصولًا ما خيلى راحت ، همديگر را پيدا مىكنيم . يك جور احساس ! يك جور تلهپاتى . نمىدانم اسمش را چه مىتوان گذاشت . شايد به خاطر حالتهاى حرف زدن ، رفتار و حركات يا ساير علايم . بخصوص شيوه صحبت كردن . . . . .
و همان كلمه معروف اوا خواهر و . . . . !
بله . دقيقاً
اصلًا اين كلمه از كجا آمده است ؟
از يك فيلم ايتاليايى كه چند دهه قبل در سينماها به نمايش در آمد . اين فيلم شرح
تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 399
مساهمون: محمد مهدى كريمى نيا
ص٣٩٩