است جنسيت غالب خنثاى غير مشكل مشخص شود . بر اين اساس ، گاه خنثاى غير مشكل به مرد ملحق مىشود و گاه به زن ملحق مىشود .
در حالت اول ، وى حق دارد با زن ازدواج كند ، و در حالت دوم وى بايستى با مرد ازدواج كند . از اين رو ، اگر خنثاى غير مشكل كه داراى جنسيت غالب مردانه است با مرد ازدواج كند ، اين ازدواج باطل و بلا اثر است ، و چنانچه خنثاى غير مشكل كه داراى جنسيت غالب زنانه است ، با يك زن ازدواج كند ، اين ازدواج نيز باطل و بلا اثر است . تنها مىتوان دو فرض براى « ازدواج صحيح خنثاى غير مشكل » در نظر گرفت :
فرض اول : ازدواج خنثاى غير مشكل ( با جنسيت غالب مردانه ) با يك زن
فرض دوم : ازدواج خنثاى غير مشكل ( با جنسيت غالب زنانه ) با يك مرد
اكنون لازم است بررسى كنيم كه تغيير جنسيت خنثاى غير مشكل چه تأثيرى در ازدواج وى دارد :
در فرض اول ، چنانچه خنثاى غير مشكل ، تغيير جنسيت داده و به مرد كامل تبديل گردد ، تأثيرى در ازدواج وى ندارد . به عبارت ديگر ، ازدواج وى هم چنان برقرار است . دليل آن واضح است ؛ چون وى قبل از تغيير جنسيت با توجه به علائم و امارات شرعى به عنوان مرد شناخته شده است و با عمل جراحى تغيير جنسيت نيز به مرد كامل تبديل شده است . پس ازدواج وى ، چه قبل از تغييرجنسيت و چه بعد از آن ، با موضوع « مرد و زن » بوده است .
در همين فرض دوم ، چنانچه خنثاى غير مشكل ، تغيير جنسيت داده و به مرد تبديل شود ، ازدواج سابق وى باطل مىشود ؛ چون در وضعيت جديد ، ازدواج « مرد با مرد » خواهد بود كه باطل و غير شرعى است .
مبحث چهارم : وضعيت ازدواج پس از تغيير جنسيت مرد يا زن به خنثى
مىتوان اين فرض را در نظر گرفت كه مرد يا زن پس از تغيير جنسيت به خنثى تبديل شود . اگرچه به لحاظ مصداق خارجى هيچ كس طالب تغيير جنسيت و تبديل به خنثى نيست ، ولى مىتوان به عنوان يك فرع فقهى از آن بحث و گفت و گو كرد . به