يده ولسانه » « 1 »
؛ حتّى از تعاليم اسلامى چنين استفاده مىشود كه تنبيه و تعذيب حيوانات نيز مورد پسند نيست تا چه رسد به انسانها . « 2 » قوّهى عاقله و درك و فهم از خصوصياتى است كه فقط انسانها از آن بهرهمندند ، و همين ويژگى باعث مىشود كه ادب كردن آنها نيز به صورتى ديگر غير از زدن هم باشد ؛ اميرالمؤمنين ( ع ) مىفرمايد :
« همانا انسان داراى قوّهى عقل و فهم است ، و به ادب و ياد دادن پند مىگيرد ؛ و چهارپايان هستند كه جز با زدن ، رام نمىشوند » . « 3 » از مجموع اين روايت ، و رواياتى كه در اين سياقاند ، استفاده مىشود كه ضرب ، ظلم و اذيّت ديگرى ، تنبيه بدنى به صورت مطلق و هر نوع آزارى ظلم محسوب مىگردد و حرام است .
بر اين اساس ، اگر نتوانيم از مباحث مطرح شده در فقه اماميّه و روايات رسيده ، جواز تنبيه بدنى را استفاده كنيم ، اصل عدم جواز به قوّت خود باقى است ؛ و در موارد جواز نيز بايد به قدر متيقن و مقدار وارد شده اكتفا كرد . همينطور در مواردى كه شكّ در جواز داريم ، بايد به اصل عدم جواز تمسّك نمود .
علاوه بر روايتهايى كه به ممنوعيّت تنبيه بدنى اشاره دارند ، روايتهايى نيز وجود دارند كه در باب اكرام و محبّت به كودكان و دانشآموزان از ائمّهى معصومين : صادر شدهاند ؛ و به طور كلّى در آنها توصيه شده است كه در ارتباط با ديگران ، به رفق و مدارا عمل شود ، و افراد از هر نوع خشونت و تندى ، به ويژه در برخورد با كودكان پرهيز كنند . به عنوان نمونه :
شخصى مىگويد : از دست پسرم نزد موسى بن جعفر ( ع ) شكايت بردم ؛
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 234 ، ح 12 ؛ همان ، ج 8 ، ص 597 ، ح 1 .
( 2 ) . محمّد بن حسن طوسى ، المبسوط ، ج 6 ، ص 277 ؛ « قد نهى رسول الله ( ص ) عن تعذيب الحيوان » ؛ زين الدين عاملى ( شهيد ثانى ) ، مسالك الافهام ، ج 11 ، ص 483 ؛ « . . . لما فيه من تعذيب الحيوان المنهى عنه » .
( 3 ) . نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 55 ؛ محمّد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، ج 68 ، ص 328 ؛ « فإنّ العاقل يتّعظ بالأدب والبهائم لا تتّعظ إلّا بالضرب » .