نتيجهى بخش يكم
از مجموع مطالب گفته شده در اين بخش ، نتايج زير به دست مىآيد :
1 ) در مورد مفهوم كودك ، بين ديدگاه نظام بينالملل حقوق بشر و فقه اماميّه تفاوت است . در نظام بينالمللى حقوق بشر مطابق مادّهى 1 پيماننامه حقوق كودك ، منظور از كودك ، هر انسان داراى كمتر از هجده سال است ، ليكن در فقه اماميّه كودك به كسى گفته مىشود كه هنوز به سنّ بلوغ شرعى - دختران ، نُه سال تمام قمرى و پسران ، پانزده سال تمام قمرى - نرسيده باشند . امّا با توجّه به اينكه ذيل مادّهى 1 پيماننامه آمده است « مگر آنكه طبق قانون قابل اعمال در مورد كودك ، سنّ قانونى كمتر تعيين شده باشد » ، كنوانسيون ، در مقام عمل ، ديدگاه فقه اماميّه را پذيراست .
2 ) اصطلاح تنبيه و مجازات بدنى و مفاهيم مرتبط با آن نظير : مجازات تحقيرآميز ، ظالمانه و غيرانسانى در هيچ يك از اسناد بينالمللى تعريف نشدهاند ، ولى از رويهى قضايى و نظام حقوق بشر بينالملل ، مىتوان مصاديق و توصيفاتى را به دست آورد كه به روشن شدن مفهوم آنها كمك نمايد . و حتّى در برخى از اسناد به مصاديقى چون : سيلى زدن ، شلّاق زدن ، لگد زدن و . . . به عنوان مصاديق تنبيه بدنى كودكان و عملى غيرقانونى اشاره شده است .
3 ) اصطلاحاتى كه در رابطه با تنبيه بدنى كودكان در فقه اماميّه و كلمات فقهاى بزرگ وجود دارد ، به طور معمول تحت عناوين « تأديب » و « تعزير » بيان شدهاند . تأديب به اين معناست كه انسان شخص را به نيكىها دعوت كرده و از زشتىها و پليدىها باز دارد ؛ و گاه اين معنا به وسيله تنبيه ، مجازات كردن و گوشمالى دادن حاصل مىشود . تعزير نيز نوعى عقوبت است كه بر انجام گناهان و تخلّفاتى كه شارع براى آنها در اغلب موارد اندازه و مقدارى مشخّص نفرموده ، مترتّب مىشود .
4 ) اصل اوّلى اين است كه تنبيه بدنى به صورت مطلق ، زدن و اذيّت ديگران ، و بالاخره هر نوع آزارى ظلم محسوب مىگردد و حرام است . بر اين اساس ، اگر نتوانيم از مباحث مطرح شده در فقه اماميّه و روايات باب تنبيه ، جواز تنبيه بدنى كودكان را استفاده كنيم ، اصل عدم جواز به قوّت خود باقى است .