تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنبيه بدنى كودكان در نظام بين الملل حقوق بشر و فقه اماميه (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
ضرورى است دانسته شود بحث از تنبيه بدنى كودكان در مباحث و كتاب‌هاى فقهى اماميّه بيش‌تر تحت عناوين « تأديب » و « تعزير » به كار رفته است . از اين رو ، مفهوم‌شناسى اين دو واژه ضرورى است .

1 . تأديب

واژة « تأديب » مصدر ، و از مادّه‌ى « ادب » اشتقاق يافته است . « ادب » ، كلمه‌اى متداول در فرهنگ اسلامى است كه ريشه روشنى براى آن دانسته نيست ، و اگر در عصر جاهلى راجع به آن جستجو شود ، اين واژه را در زبان شاعران نمىيابيم ؛ بلكه به كلمه‌ى « آدِب » به معنى كسى كه مردم را به طعام فرا مىخواند ، بر مىخوريم . در شعر طرفهء بن عبد آمده است : « نحن فى المشاة ندعوا الجفلى / لا ترى الآدب فينا ينتقر » ، يعنى ما در قشلاق دعوت عمومى مىكنيم و آدب ما در دعوت به طعام ، تبعيض قائل نمىشود . « 1 » در كتاب‌هاى لغت نيز آمده است : « الأدبُ أنْ تجمعَ الناس إلى طَعامك . وهىَ المَأدَبة والمأدُبة والآدبُ الداعى ؛ « 2 » ادب ، آن است كه مردم را بر سر سفره غذا گردآورى ، و چنين سفره‌اى را « مأدبه » گويند و « آدب » ، ميزبان و مهماندار است . » هم‌چنين آمده است : « و من هذا القياس الأدب أيضاً لانَّهُ مُجمعٌ على استِحسانه » ؛ « 3 » ادب نيز بر اين اساس است ، چرا كه نيكويى آن ، مورد وفاق و اتّفاق همگان است . ابن منظور در معناى واژه‌ى « ادب » مىنويسد : « الأدب ، الَّذى يتأدَّبُ به الأديبُ من النَاس ؛ سُمِّى أدباً لانَّهُ يأدبُ إلى المَحامد ، وينهاهُم عن المَقابح » ؛ « 4 » ادب ، آن است كه انسان فرهيخته ، اخلاق و رفتار خويش را بدان بپيرايد ، يا چيزى است كه اديب به ديگران مىآموزد . ادبش نامند ؛ چرا كه مردمان را به خصلت‌هاى نيكو و رفتارهاى شايسته فرامىخواند و از رذيلت‌ها و زشتىها باز مىدارد . بنابراين ، معناى لغوى
هامش
( 1 ) . احمد بن فارس ، معجم مقاييس اللغة ، ج 1 ، ص 74 . ( 2 ) . خليل بن احمد فراهيدى ، ترتيب كتاب العين ، ج 1 ، ص 71 ؛ عبدالرحيم بن عبدالكريم صفىپور ، منتهى الإرب فى لغة العرب ، ج 2 - 1 ، ص 15 . ( 3 ) . احمد بن فارس ، پيشين ، ج 1 ، ص 75 . ( 4 ) . محمّد بن منظور ، لسان العرب ، ج 1 ، ص 93 .
تنبيه بدنى كودكان در نظام بين الملل حقوق بشر و فقه اماميه (فارسى) — صفحة 72 | سيد جواد حسينى خواه