در توضيح اينكه چگونه از اين مادّه مىتوان به ممنوعيّت تنبيه بدنى كودكان رسيد ، بايد گفت : اوّل اين كه ، اين مادّه به همراه مادّهى 19 - كه خواستار محافظت در برابر همهى شكلهاى خشونت جسمى و روانى است - و اصل عدم تبعيض در مادّهى 2 ، خواهان بررسى در همه كشورها ، در مورد هر يك از روشهاى سنّتىاى است كه متضمّن خشونت و يا مضرّ به حال سلامت و بهداشت كودك است « 1 » . دوم اينكه كتك زدن كودكان در اكثر جوامع و فرهنگها ، از زمانهاى گذشته ، به عنوان شيوهاى براى تربيت و جلوگيرى كودكان از انجام رفتارهاى ناشايست انجام مىگرفته و مىگيرد ؛ بنابراين ، مىتوان آن را در زمرهى اعمال سنّتى مضرّ به سلامت كودكان قرار داد .
در خصوص اين ماده ، نمايندگان مختلفى از كشورها - از جمله نمايندگان بريتانيا و ايالات متحده - پيشنهاد دادند كه در اين بند ، بايد به ويژه به « ختنه دختران » اشاره شود ؛ اما اين پيشنهاد ، بر اساس اين استدلال كه انگشت نهادن بر يك روش سنّتى به تنهايى كار نادرستى است ، مورد مخالفت واقع شد . به همين جهت ، يكى از عادات و روشهايى كه در پرتو اين مادّه بايد مورد بازنگرى قرار گيرد ، عبارت است از : « بستن ، داغ زدن ، سوزاندن ، با دِرَفش نشان كردن ، با سكّه ساييدن ، خالكوبى ، سوراخ كردن بدن » و همچنين « شكلهايى از انضباط كه خشونت آميزند و براى سلامتى كودك زيانآور است . » « 2 » غير از موارد فوق ، برخى ديگر از مواد كنوانسيون هستند كه مىتوان از آنها براى ممنوعيّت تنبيه بدنى كودكان در نظام بينالملل حقوق بشر استفاده كرد . از آن جمله است : بند 2 مادّهى 2 كه براى حمايت از كودك در برابر « كليهى شكلهاى تبعيض يا تنبيه براساس وضعيت ، فعاليتها ، عقايد ابراز شده ، يا اعتقادات والدين ، سرپرستان قانونى ، يا اعضاى خانواده كودك » به كنوانسيون افزوده شده است « 3 » . اين
هامش
( 1 ). Peter Newell and Rachel Hodgkin , op . cit , p . .( 2 ). Ibid , p . .( 3 ). U . N . Convention on the Rights of the Child , op . cit , art . , para . .