ادارى با اين اصل سازگار باشند . به عنوان مثال ، آيا « كليهى اقدامات مقتضى » براى حمايت از كودكان در مقابل تبعيض يا تنبيه در هنگام انجام عملى خلاف از سوى والدينآنها صورت مىگيرد ؟ آيا كودكان به خاطر موقعيتهاى والدين خويش كيفر مىبينند و تنبيه مىشوند ؟ آيا دولت وسايلى در اختيار دارد كه از جانب كودكانى كه حقوقشان به علّتهاى مختلف مثل اعتقادات افراطى والدينشان ، مورد تهديد قرار گرفته است ، به مداخله بپردازد و از آنان حمايت كند ؟ و . . .
3 . تفسير عمومى شمارهى 8 كميتهى حقوق كودك
از ديگر اسنادى كه در زمينهى ممنوعيّت تنبيه بدنى كودكان عبارتهاى صريحى را ذكر مىكند ، تفسير عمومى شمارهى 8 كميتهى حقوق كودك است كه در رابطه با حقّ كودكان در محافظت از همهى شكلهاى تنبيه بدنى و ديگر مجازاتهاى بىرحمانه و غير انسانى صادر شده و ناظر به موادّ 19 ، 28 و 37 كنوانسيون حقوق كودك است . به برخى از تفسير و تحليلهاى كميتهى حقوق كودك در ارتباط با ممنوعيّت همهى انواع تنبيهات بدنى ضمن مباحث گذشته اشاره شد ؛ و در اينجا ، به چند مورد به صورت خاصّ اشاره مىكنيم .
الف ) آثار سوء مترتّب بر تنبيه بدنى
اكثر كارشناسان و صاحبنظران ، تنبيه بدنى كودك را به دليل عدم كارايى و آثار منفى آن ، به هيچ روى روا نمىدانند . به عنوان نمونه ، « ماكارنگو » ، يكى از بنيانگذاران تعليم و تربيت نوين با اذعان به اينكه تنبيه بدنى به هيچ وجه روا نيست ، اظهار داشته است :
« از كودكان كتكخورده و بىاراده ، بعدها يا آدمهاى ضعيف و هيچكاره به وجود مىآيد ، و يا آدمهاى قُلدرى كه در تمام مراحل زندگى به دليل هيجانات روحى دوران كودكى ، انتقامجو باقى مىمانند » . « 1 »
هامش
( 1 ) . به نقل از : منصور فرقانى ، مبانى فقهى و حقوقى جرائم و تأديب كودك ، ص 38 .