در مورد سؤال دوم هم ما گفتيم كه فقيه حكم را مشخص مىكند البته بعضى وقتها به حكم تصريح نمىكند و قاعدهاى را براى مشخص شدن حكم دهها مسأله مىگويد ، علاوه بر اين كه بحثمان از قواعد فقه سياسى ، قواعد صرفاً سياسى نيست ؛ قواعدى كه كاربرد سياسى دارند ممكن است قاعده ذاتاً سياسى نباشد اما كاربرد سياسى داشته باشد . به نظر من اين قواعد بيشتر در شبهات موضوعيه استفاده دارد و تتبعى در اين كه آيا در شبهات حكميه هم مىتوانيم آن ها را اعمال كنيم يا خير ، نداشتهام .
* خيلى تشكر مىكنم از حوصلهء همه عزيزان و فرهيختگان و دانش پژوهان و محققان كه صبر و حوصله كرديد مباحث را شنيديد و انتقادات و يا پرسشهايى داشتيد . اين مباحث سرآغاز مباحث بسيار زيادترى است در حوزههاى فقه سياسى كه تازه شروع شده و شكل گرفته است و ان شاء الله اين تحقيقاتى كه انجام شده و در نوع خودش هم بسيار تازه و بديع و قابل ستايش است بيشتر پيگيرى بشود و اساتيد ديگرى به آن بپردازند تا در نهايت خروجى اينها پربار شدن درخت فقه و به صورت خاص فقه سياسى باشد .
از جناب آقاى شريعتى مجدد تشكر مىكنم كه بحثشان را خوب ارائه كردند و همچنين از جناب آقاى دكتر ميراحمدى كه نكات بسيار ارزشمندى فرمودند . ان شاءالله كه موفق باشيد ، شما را به خدا مىسپارم .
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٨٤