نشر است از جمله فقه سياسى ، نظريه سكولاريزم اسلامى ، نظريهء مردمسالارى دينى و بسيارى از مقالات ديگرى كه الآن جاى تشريح و تبيينش نيست . در عين حال هر دو عزيز متخصص در فقه سياسى بوده سالها در اين بحث زحمت كشيدهاند . بحثى كه امروز قرار است مطرح شود كاربرد قواعد فقه در سياست و حكومت است . ابتدا جناب آقاى شريعتى بحثشان را تبيين بفرمايند و بعد خدمت جناب آقاى مير احمدى در قالب نقد خواهيم بود .
حجتالاسلام والمسلمين شريعتى ( نظريهپرداز ) :
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى .
البته من خودم را در اين مقام نمىدانم كه براى دوستان و سروران عزيز و فرهيختگان اين مركز فقهى بخواهم نكتهاى و يا مطلبى بگويم ولى از آنجا كه در زمينهء قواعد فقه سياسى تا حدودى كار كردهام ، دوستان گفتند كه بعضى از كاربردهاى فقه را در مباحث حكومت و سياست خدمتتان عرض كنم .
به عنوان مقدمه بگويم كه وظيفهء فقهمان بيان احكام مكلفين است و فقها خود را موظف به بيان احكام مكلفين مى دانند . اما نكته اين است كه مكلف دو قسم است : اشخاص حقيقى و اشخاص حقوقى . همانطور كه اشخاص حقيقى و افراد و
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٤٨