به دقت بنگريد اگر در حكومتى تنها اين اصل از اصول عدالتگستر ، اجرا و عملى شود آيا فرصتطلبان و خائنان و فسادپيشگان خواهند توانست به فساد و خيانت دست يازند و مردم و حكومت را از راه خير و صلاح ، به فساد و آلودگى سوق دهند و مسؤولان را به خاطر بىخبرى از مردم به تصميمگيرىهاى غيرمردمى وادارند و مردم را به دليل دورى از مسؤولان در سوز و گداز بىدرمانى ، به اين سو و آن سو كشانند ؟
رمز پيروزى مسؤولان در كارهاى اجرايى
در مباحث پيشين ، از تقسيم كار و تفكيك قوا سخن گفتيم . اكنون اضافه مىكنيم كه رمز موفقيّت مسؤولان در كارهاى اجرايى در دو نكتهء اساسى نهفته است :
1 . پر واضح است كه مسؤولان ردهء بالا هيچ گاه قادر به انجام همهء وظايف مربوط نخواهند بود و الزاماً بيشترين كارهاى خود را به معاونان محوّل خواهند كرد . البته كارهايى هم وجود دارد كه دخالت مستقيم آنان را ايجاب مىكند . براى اين كه مسؤول بتواند هم نسبت به كارهاى معاونان اشراف داشته باشد و هم كارهاى مستقيم خود را به شايستگى انجام دهد ، لازم است كارهاى اولويّتدار را از كارهاى جزئى و غيرضرورى [ و مسائلى كه معاونان مىتوانند از عهدهء انجام آنها برآيند ] تفكيك نمايد ؛ مسائل اولويّتدار را با سرعت و دقت و شايستگى مستقيماً انجام دهد و انجام مسائل غير ضرورى را از معاونان طلب نمايد .
2 . پس از مشخص شدن وظايف و معين شدن اولويّتها ، ضرورى است كه براى هر كار ، زمان مناسبى منظور شود و كار به طور روزانه انجام