بَرِّكَ وَ بَحْرِكَ وَ سَهْلِكَ وَ جَبَلِكَ وَ حَيْثُ لا يَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا وَ لا يَجْتَرِءُونَ عَلَيْهَا فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لا تُخَافُ بَائِقَتُهُ وَ صُلْحٌ لا تُخْشَى غَائِلَتُهُ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِكَ وَ فِي حَوَاشِي بِلادِكَ .
ديگر آن كه دربارهء [ تجّار ] و صاحبان صنايع ، وصيت مرا بپذير و تو نيز دربارهء آنان به نيكى سفارش كن ! چه آنها كه در شهرها مقيماند و چه آنها كه با كالاهايشان در گردشاند و چه كسانى كه نيروى جسمى خود را به كار گرفتهاند [ و داراى هنر مىباشند ] ، زيرا اينها منشأ سود و اساس رونق زندگى هستند و نيازمندىهاى مردم را از شهرهاى دور و دراز ، از طريق دريا و صحرا و راههاى هموار و كوهستانى و نقاطى كه مردم نمىروند و جرأت رفتن ندارند ، فراهم مىكنند . پس آنان مايهء آشتى و محبت و صفاىاند و ترس ضرر و خطر دربارهء آنها نمىرود . و جوياى احوال ايشان باش و به كارهاى آنها رسيدگى كن ؛ چه آنان كه در حضور تو هستند و چه آنهايى كه در شهرهاى ديگر اقامت دارند .
محدوديتهاى تجارت
اسلام در عين حال كه تجارت را آزاد مىداند و تجّار را مورد تشويق قرار مىدهد ، براى به دست آوردن سود ، محدوديتهايى قائل شده و احكام و آداب به خصوص براى تجارت وضع كرده است و با شعار « الْفِقْهُ ثُمَّ المَتْجَر » « 1 » اعتقاد دارد كه تجّار بايستى قبل از تجارت ، آداب داد و ستد
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 5 ، ص 150 .