اهميت كار درماندهاش نكند و زيادى و تنوع آن به پراكندگى و حيرت دچارش نسازد . و هرگاه در معاونانت عيبى باشد و تو تغافل كنى ، مردم آن را به حساب تو خواهند گذاشت .
تجّار و پيشهوران و كارگران
هرگاه تجارت وسيلهاى براى بهروزى و بهبودى زندگى و تأمين نيازمندىهاى انسان باشد و در جهت سامان دادن وضع عمومى مردم و گشودن راه خدا به روى آنان ، به كار گرفته شود ، خوب و پسنديده و مورد تشويق اسلام است ؛ ولى اگر تجارت و پيشه [ و به عبارت ديگر مالاندوزى ] به صورت هدف زندگى درآيد و پلى براى تجمّلى و فخرفروشى به ديگران باشد ، از نظر اسلام ، مذموم و ناپسند و مايهء بدبختى و شقاوت انسان خواهد بود .
در اين بخش از بيانات مولا ( كه متن آن را بعداً خواهيم خواند ) ، مقصود از تجّار و صنعتگران قشرهايى هستند كه تجارت و صنعت را هدف زندگى نمىدانند ، بلكه اين نوع تلاش را وسيلهء تأمين معاش و سر و سامان دادن به وضع جامعه و تعالى بخشيدن به حركت عاليه انسان مىشناسند . در فرهنگ اسلام ، تجارت با اين ديد ، مورد تشويق قرار گرفته است .
بر همين اساس على عليه السلام نيز خطاب به مالك اشتر مىفرمايد :
ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِي الصِّنَاعَاتِ وَ أَوْصِ بِهِمْ خَيْراً الْمُقِيمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ وَ الْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ وَ أَسْبَابُ الْمَرَافِقِ وَ جُلَّابُهَا مِنَ الْمَبَاعِدِ وَ الْمَطَارِحِ فِي