آنجا خوابگاهِ شترانشان و آنجا جاى فرود آمدنِشان و آنجا شهادتگاهِشان است . جوانمردانى از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله در اين ميدان كشته خواهند شد كه آسمان و زمين بر آنها خواهد گريست » .
و مهمّ اين كه حسين عليه السلام خود ، به هنگام ايراد اين سخنان سراپا گوش بود و مىنگريست كه چسان دانههاى اشك ، مرواريدگون ، بر گونههاى على مىغلتيد و مىدانست كه مراد آن حضرت از اين پيشگويى جز او نيست . و اين سخنان را ، نه تنها حسين عليه السلام ؛ بلكه همهء آنها كه با على عليه السلام بودند - دست كم - بسيارى از آنها ، مىشنيدند و دريافته بودند كه اين جوانمردان ، حسين عليه السلام و ياران بزرگوار اويند ، كه اين چنين اشكهاى على عليه السلام را جارى ساخته است .
آرى ! مىشنيدند كه على عليه السلام چسان از سرِدرد و شِكْوه ، آه مىكشيد و فرزندش حسين عليه السلام را به شكيبايى فرا مىخواند :
اوِّه ! اوِّهْ ! مْالِي وَلِآلِ ابِي سُفْيَانَ ، مَالِي وَلِآلِ حَرْبَ ؛ حِزْبِ الشَّيْطانِ وَاولِيَاءِ اْلكُفْرِ ؟ صَبْراً يَا ابَاعَبْدِاللَّه فَقَدْ لَقِيَ ابُوكَ مِثْلَ الّذِي تَلْقى مِنْهُمْ . « 1 »
آه و دريغ ! مرا با خاندان ابوسفيان چكار ! اى اباعبداللَّه ، صبورى كن ، شكيبايى ورز كه پدر تو نيز ، مانند آن ستمهايى كه تو از آنها خواهى ديد ، ديده است .
گفت و گوى حبيب بن مظاهر و ميثم تمّار
فضيل بن زبير گويد :
در نزديكى محفلى از محفلهاى بنى اسد ، حبيب بن مظاهر و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 44 ، ص 252 .