دادن او از كشته شدن پسرش حسين عليه السلام و آن چه به هنگام عبور از سرزمين كربلاء اظهار فرموده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 7 ، ص 48 .
ابن ابى الحديد ، دربارهء امور غيبى ، كه امام على بن ابى طالب عليه السلام خبر داده و تحقق يافته است ، موارد ديگرى را ياد كرده است . مانند : خبر دادنِ آن حضرت به اين كه معاويه پس از او پادشاهى خواهد كرد . و مسائل حجاج ، و يوسف بن عمر ، و آن چه از اخبار خوارج در نهروان گفته بود و خبر دادنِ آن حضرت به يارانش كه كدام يك از ايشان كشته و كدام بر دار كشيده خواهند شد ، و خبر دادن از جنگهاى جمل و صفين و نهروان و خبر دادن از شمار سپاهيانى كه به هنگام حركت او به بصره از كوفه به يارى او خواهند آمد و پيش گويى حضرت در مورد عبداللَّه بن زبير كه فرمود : حيلهگرى كينه توز است . آهنگ كارى دارد كه به آن دست نمىيابد . دام دين براى شكار دنيا مىگستراند و سپس بر دار كشيدهء قريش خواهد بود : « خَبٌّ ضَبٌّ ، يَروُمُ امْراً وَلا يُدْرِكُهُ ، يَنْصِبُ حُبالةَ الدّينِ لِاصْطِياد الدُّنيا ، وَهُوَ بَعْدُ مَصْلُوبُ قُرَيشْ » . و همين طور ، خبر دادنِ على عليه السلام از نابودى بصره با طغيانِ آب ، هلاك شدنِ مردم آن ، بار ديگر به دست « زنج » ؛ كه قومى ، در اين كلمه تصحيف كرده و آن را ، به غلط ، « ريح » [ باد و طوفان ] خواندهاند .
و خبر دادن ظهور پرچمهاى سياه از ناحيهء خراسان و نام بردن آن حضرت از گروهى از خراسانيان كه به بنى رزيق - با تقديم راى بدون نقطه بر زاى نقطه دار - معروفاند و اسحاق بن ابراهيم كه اينان و افراد پيش از ايشان همگى از داعيان حكومت بنى عباس بودهاند . و خبر دادن على عليه السلام از اين كه گروهى از فرزندزادگان او در طبرستان ظاهر مىشوند و به حكومت مىرسند ؛ هم چون ناصر و داعى و ديگران ، كه در اين باره چنين فرموده است : همانا براى آل محمّد در طالقان گنجينهيى است كه هر گاه خداوند بخواهد آن را آشكار مىفرمايد تا به فرمان خدا قيام كند و مردم را به دين خدا فرا خواند ( همان ) و همو گويد : در بحثهاى گذشته برخى از اخبار على عليه السلام به امور غيبى را بيان كرديم . از جمله شگفتترين آنها موضوعى است كه آن را ضمن خطبهاى ، كه در آن از خونريزىهاى آينده سخن مىگويد و اشاره به قرمطيان است ، بيان كرده است . آن حضرت چنين فرموده است : مدّعى عشق و محبت نسبت به ما هستند و حال آنكه بغض و كينه ما را در دل نهان دارند و نشانهء اين موضوع آن است كه ايشان وارثان ما را مىكشند و از كارهاى ما روى گردانند . جوانان ما را از خود طرد مىكنند . و آن چه از آن خبر داده بود همان گونه بوده است ؛ چرا كه قرمطيان گروهى بسيار از آل ابوطالب عليه السلام را كشتند و نامهاى آنها در كتاب مقاتل الطالبين ابو الفرج اصفهانى آمده است . به صص 446 - 450 مراجعه شود . على عليه السلام ضمن همين خطبه در حالى كه به ستونى در مسجد كوفه ، كه به آن تكيه مىداد ، اشاره مىكرد ، چنين فرموده است : گويى مىبينم « حجرالاسود » نصب شده است . اى واى بر ايشان ! فضيلت حجر الاسود ، در خودش نيست ؛ بلكه در جايگاه و اساس آن است . آرى ، حجر الاسود مدتى اين جا خواهد بود و سپس مدتى آن جا - و به بحرين اشاره فرمود - و سپس به جايگاه اصلى خود ، برمى گردد . در مورد حجر الاسود همان گونه كه على عليه السلام خبر داده بود ، اتفاق افتاد ، ( همان ، ج 10 ، ص 14 ) .
سپس مىگويد : چه بسيار اخبار غيبى كه بيان فرموده و همين گونه صحيح بوده است ، كه اگر بخواهيم همه را بياوريم بايد دفترهاى بسيار به آن اختصاص دهيم و كتابهاى سيره آن اخبار را به صورت مشروح آوردهاند ( همان ، ج 7 ، ص 50 ) . نيز ، مىگويد : من به خطبههاى مختلفى از على عليه السلام دست يافتهام ، كه در آنها پيش گويىهايى دربارهء خونريزىهاى آينده آمده است ، و آنها را چنان ديدم كه مشتمل بر چيزهايى است كه نسبت دادن آنها ، به آن حضرت جايز است ، ( همان ، ج 10 ، ص 14 ) .