« تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجتٍ وَءَاتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيّنتِ وَأَيَّدْنهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ » . « 1 »
آن پيامبران ، برخىشان را بر برخى برترى داديم ؛ از ايشان كس بود كه خدا با وى سخن گفت ، و برخىشان را پايهها بالا برد ؛ و عيسى پسر مريم را حجّتها و نشانههاى روشن داديم و او را به روح القدس - جبرئيل - نيرومند گردانيديم .
علم امام عليه السلام
آگاهى امامانِ معصوم و جانشينان پيامبر ، از غيب ، اگرچه بىواسطه و از طريق وحى نيست ، امّا بر اساسِ آن چه در منابع روايى ما آمده است ، آنها به هدايت پيامبر و در پرتو تعاليم او ، به قلمروِ غيب راه مىيابند . و از آنجا كه امامت در راستاىِ اهداف رسالت ، و امام بر اساس نصب الهى ، مسئوليت تبيين و تشريح آموزههاى وحى و حفظ و نگهدارى آنها را بر عهده دارد از برخوردارى چنين موهبتى ناگزير است ، تا بتواند حقايق وحى را درست تبيين كند و به گونهاى صحيح هدفهاى رسالت را جامهء عمل پوشد . به تعبير ديگر ، مناصبى كه امام عليه السلام پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، دارد ، لازمهاش دانش فراوان و آگاهى از غيب است .
تبيين و تفسير وحى ، كه حقايقِ تُو در تُوىِ آن ، فراتر از دانش و خردِ بشرى است و همين طور ، دخالت در سرنوشت انسانها و هدايت آنان به راهى كه نهايت آن قرب پروردگار است ، جز با دانش فرابشرى و آگاهى از غيب ، امكانپذير نيست .
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 253 .