« إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَ هِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهذَا النَّبِىُّ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَاللَّهُ وَلِىُّ الْمُؤْمِنِينَ » . « 1 »
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 68 .
على عليه السلام ، در پاسخ نامهاى كه به معاويه نوشته است ، و به گفته سيّد رضى از زيباترين نوشتههاست ، براى اثبات حقانيت خويش و درستى مواضعى كه در برابر معاويه دارد ، بسيارى از ويژگىهاى فاخرِ « اهل بيت » را - كه خود سرور و سالار آنهاست - بر شمرده و آن گاه با استناد به همين آيه ، نزديكى خود به ابراهيم عليه السلام و پيروى خالصانهاش از آن پيامبر بزرگ را مطرح فرمود : « تو ، پيوسته راه كج مىپويى و از جادهء ميانه مىگردى . آيا نمىبينى - روى سخن با تو نيست ؛ بلكه نعمتهاى خداى را بر مىشماريم - كه گروهى از مهاجران و انصار در راه خداى به شهادت رسيدند و همه را در پيشگاه پروردگار پايهاى است . اما وقتى شهيد ما ( حضرت حمزة بن عبدالمطلب ) به شهادت رسيد ، وى را سرور شهيدان ناميدند و رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله او را به اين مخصوص فرمود كه با هفتاد تكبير بر وى نماز گذاشت . آيا نمىبينى كه قومى دستشان در راه خداى از بدن جدا گرديد - و همه را درجهء فضيلت نزد خداى محفوظ است - اما وقتى دست يكى از ما ( جعفر برادر حمزه ) از پيكر جدا شد ، به او « طيّار در بهشت و داراى دو بال » لقب دادند . اگر خداى از خود ستايى نهى نفرموده بود گوينده ، برترىهايى بىشمار يادآورى مىكرد ، كه دل گروندگان به حقيقت ، آن برترىها را در مىيافت و شنودن آن هرگز بر گوش شنوندگان گرانى نمىنمود . پس اينك كه تيرت به سنگ آمده است سرِ خود گير ، و دنيا پرستان را از پيرامون خود بِران . ما ، پروردگانِ پروردگار خويشيم ، سپس مردم پروردگانِ مايند . ارجمندى كهن ما و بخشندگى معمول ما و برترىهاى ما بر خويشاوندان تو ، هرگز مانع آميزش ما با شما نشد .
از اين روى ، با روش مردمى برابر ، از شما زن گرفتيم و به شما زن داديم . اما دريغ كه شما را اهليّت نبود . آرى ، چگونه چنين تواند بود ، در حالى كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله از ما ، و تكذيب كننده از شماست ؛ اسد اللَّه ( شير خدا ) از ما ، و أسدالاحلاف ( ابو سفيان ) از شماست . دو سرور جوانان بهشت ( امام حسن و امام حسين ) از ما ، و بچگان دوزخ ( فرزندان عقبة ابن أبى معيط ، كه پيامبر گرامى به او فرمود : « لَكَ وَ لَهُم النَّارُ » يا فرزندان مروان حكم ) از شما . پر فضيلتترين زن جهان ( زهراء عليها السلام ) از ما ، و « حمّالة الحطب » ( امّ جميل ، زن ابو لهب و عمّهء معاويه ) از شماست ، اين گونه برترىهاى ما و كاستىهاى شما بسيار است ، تا آنجا كه اسلام آوردن ما به گوش همگان رسيد و شرف و اعتبار ما را به روزگار جاهلى ، هيچ كس انكار نكرد - يعنى ما در عهد جاهليت هرگز آلوده به گناهى نشديم - و بارى تعالى فضايل نادره و استثنايى ما ، همهء ما را ، در كتاب خود بيان فرموده است : « وَأُوْلُواْ الأْرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِى كِتبِ اللَّهِ » ؛ و خويشاوندان در كتاب خدا ( درباره ميراث ) به يكديگر سزاوارترند » ( انفال ، آيهء 75 ) و « إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَ هِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهذَا النَّبِىُّ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَاللَّهُ وَلِىُّ الْمُؤْمِنِينَ » ؛ نزديكترين مردم به ابراهيم آناناند كه پيروى وى كنند ، و اين پيامبر است و آنان كه ايمان آوردند . خداى ولى مومنان است . پس ما به پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله از يك سو ؛ به سبب قرابت ، و از يك سو ؛ به سبب طاعت ، از همه نزديكتريم » ، ( نهج البلاغه ، نامه 28 ) .