السَّمِيعُ الْعَلِيمُ » . « 1 »
دوّمين چيزى كه از خداوند طلبيد ، تسليم بودنِ او و فرزندش ، هر دو ، در برابر اراده و خواست خداوند و روى گردانى از هر چه جز اوست . و همين طور ، امّتى سراپا تسليم از ميان « ذُريّه و نسل » او و اسماعيل پديد آيد ، ذريّهاى كه همانندِ همهء پديدههاى جهان ، همواره بر محورِ حق و عدل بوده و هيچ گاه ، خود را به هيچ گونه ظلم و باطلى ، نيالايند ، « وَ مِنْ ذُرّيَّتِنَا امَّةً مُسْلِمَةً » .
سوّمين چيزى كه اين دو ؛ پدر و پسر ، از خداوند طلب كردند ، ارائه مناسكِ مربوط به اين معبدِ توحيد بود ، تا بر طبق آن عمل كنند و همهء انگيزهها و رفتارهاى خود را بر اساس آن ، نظم دهند و در پرتو اين مناسك از همه جاذبههاى باز دارنده ، بِرَهند ، و توبه شان در پيشگاهِ پروردگارشان پذيرفته شود .
چهارمين و آخرين چيزى كه ابراهيم و فرزندش در نيايش خود ، با خداوند ، در ميان نهادند ، برانگيخته شدن پيامبرى از همين « ذُرِّيه » ؛ از ميان اين نسلى ، كه از اسلام فطرىِ پايدار ، بر خوردار است و همواره در برابر خداوند تسليم است ، برانگيخته شود ، براى تلاوت آيات الهى و تعليم كتاب و پروردن و بار آوردنِ انسانهايى پاك و پاكيزه براى هدايت خلق : « رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مّنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ ءَايتِكَ وَ يُعَلّمُهُمُ الْكِتبَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكّيهِمْ . . . » .
نتيجه اين كه ، ابراهيم و پسرش اسماعيل ، پس از بناى دوبارهء كعبه ، از خداوند خواستند ، تا در سايهء ربوبيّت خود ، اين كار ناچيز را بپذيرد و آن دو ، و برخى از ذريّهء ايشان را ، فرمانبردارِ خالص خود قرار دهد و مناسك و شيوههاى بندگى را ،
هامش
( 1 ) . از خدا خواست تا در روشنايى ربوبيّت خويش ، سنگ و گلى را كه بر روى هم چيده است و در معرض فنا و زوال است ، مانند ديگر ثابتهاى عالم ، ثبات و بقا بخشد و اين خانه كه به دست او و فرزندش احياء شده ، براى هميشه محور توحيد و تعليم كتاب و تلاوت آيات و تزكيه نفوس آدميان و قبلهء موحدان ، باقى بماند .