شرح
دو علت براى تعارض استصحابين ، مطرح است كه اينك به توضيح آن مىپردازيم :
1 - گاهى علم به كذب يكى از دو استصحاب نداريم به عبارت ديگر : علم به انتقاض حالت سابقه ، مطرح نيست « 1 » بلكه منشأ تعارض ، چنين است :
فرض كنيد دو شىء سابقا واجب بود و تضادى هم بين آنها محقق نبود و ما هر دو را خارجا اتيان نموديم لكن « فعلا » كه مىخواهيم وجوب هر دو را استصحاب و به « لا تنقض » تمسك نمائيم ، بين آن دو به علت ضيق وقت يا به علل ديگر - مانند عدم قدرت بر اتيان هر دو « 2 » - تضاد ، محقق شده يعنى در زمان استصحاب ، بين آن دو ، تضاد ، محقق شده « 3 » و اگر بخواهيم دو استصحاب وجوب جارى نمائيم ، نتيجهاش اين مىشود كه دو شىء متضاد ، نسبت به ما واجب باشد .
اكنون كه علت و خصوصيات مسئله را مشخص نموديم به پاسخ سؤال مىپردازيم :
هر دو استصحاب را جارى نمائيد و بگوئيد آن دو شىء ، واجب است منتها چون مسألهء تزاحم بين واجبين - مانند مسألهء صلات و ازالهء نجاست از مسجد « 4 » - مطرح است ، اهم را اخذ نمائيد و اگر اهم ، وجود نداشت ، نوبت به تخيير بين واجبين متزاحمين مىرسد .
لكن بايد توجه داشت كه در محل بحث ، وجوب واجبين به وسيلهء استصحاب ، ثابت شده ولى در سائر موارد ، واجبين متزاحمين با دليل ، ثابت مىشد .
خلاصه : اگر منشأ تعارض دو استصحاب ، تضاد حادث بين متعلقين و موضوعين باشد ، هر دو استصحاب ، جارى و مسألهء تزاحم ، مطرح مىشود .
هامش
( 1 ) - احتمال مىدهيم هر دو حالت سابقه ، باقى باشد ، بدون اينكه علم به خلاف داشته باشيم .
( 2 ) - فعلا قدرت بر اتيان هر دو نداريم بلكه احدهما را مىتوانيم ، اتيان نمائيم .
( 3 ) - پس منشأ تعارض استصحابين ، تضادى است كه فعلا حادث شده و بين موضوعين در زمان سابق ، تضادى نبوده .
( 4 ) براى توضيح بيشتر دربارهء آن به ايضاح الكفاية جلد دوم صفحهء 473 - 421 رجوع نمايد .