و اما التوفيق ، فإن كان بما ذكرنا فنعم الاتفاق ، و إن كان بتخصيص دليله بدليلها فلا وجه له ؛ لما عرفت من أنه لا يكون مع الأخذ به نقض يقين به شك ، لا أنه غير منهي عنه مع كونه من نقض اليقين بالشك [ 1 ] .
شرح
دليل حجيت امارهاى مانند خبر واحد فرضا مفهوم آيهء نبأ- إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا -هست و فرض كنيد مفهومش چنين است : « ان جاءكم عادل بنبإ فلا تتبينوا » ، آيا آن مفهوم از نظر مقام دلالت ، شارح و مفسر « لا تنقض اليقين بالشك » است ؟ خير ! اصلا نمىتوان بين آن دو دليل ، ارتباطى تصور نمود و هيچ شارحيتى مطرح نيست درحالىكه گفتيم بايد دليل حاكم به نحوى باشد كه اگر دليل محكوم نباشد ، اصلا زمينهاى براى دليل حاكم ، مطرح نيست زيرا عنوان شارحيت دارد .
آيا اگر مطلبى مجمل نباشد ، عنوان توضيح ، مفهومى دارد ؟ خير !
در محل بحث ، دليل حجيت بينه يا خبر واحد ، چه ارتباطى به دليل « لا تنقض » دارد كه اگر فرضا « لا تنقض » مطلب كذبى بود بايد مفهوم آيهء نبأ هم كذب باشد ؟ آيا بايد گفت زمينهاى براى مفهوم آيهء نبأ وجود ندارد ؟ خير ! لذا مىگوئيم عنوان حكومت كه متوقف بر نظارت ، شرح و تفسير است در دليل حجيت اماره ، نسبت به استصحاب اصلا تصور نمىشود پس مسألهء حكومت هم مردود است .