شرح
« زمان » را لحاظ نمايد :
الف : همانطور كه زيد عالم و بكر عالم ، هركدام در برابر يكديگر موضوع مستقلى هستند ، در هركدام از آنها هم هر روز « 1 » ، يك موضوع مستقل است يعنى : زيد عالم ، مثلا هزار موضوع است ، « يوم الجمعة » يك موضوع است ، « يوم السبت » موضوع ديگرى هست و « يوم الاحد » هم كذا . يعنى : موضوعات به تعداد ايام و قطعات زمان تعدد پيدا مىكند - كل يوم موضوع مستقل .
ب : ممكن است زيد عالم ، يك موضوع مستقل باشد و ايام ، ظرف استمرار و دوام حكم باشد « 2 » نه اينكه هر قطعهاى از زمان - مانند افراد - موضوع مستقلى باشد .
خلاصه : بايد ملاحظه نمود كه زمان در دليل عام به نحوى اخذ شده كه هر قطعه از زمان ، فرد مستقل است يا اينكه زمان فقط ظرف ثبوت حكم مىباشد .
2 - دليل خاص هم ممكن است به يكى از دو نحو مذكور ، اخذ شده باشد يعنى :
الف : امكان دارد متكلمى كه گفته « لا تكرم زيدا يوم الجمعة » براى « يوم الجمعة » ، فرديت ، قائل شده به نحوى كه اكرام زيد « فى يوم السبت » با اكرام او « فى يوم الجمعة » مغاير باشد .
ب : ممكن است مولا براى هر روز ، فرديت قائل نشده باشد .
نتيجه : در محل بحث ، چهار صورت ، متصور است :
1 - زمان در عام و خاص ، ظرفيت داشته باشد . 2 - زمان در عام و خاص ، فرديت داشته باشد . 3 - زمان در دليل عام ، داراى ظرفيت و در خاص ، فرديت داشته باشد . 4 - زمان در عام ، داراى فرديت و در دليل خاص ، ظرفيت داشته باشد .
اينك بايد به ترتيب به بيان حكم هريك از فروض چهارگانهء مذكور بپردازيم :
هامش
( 1 ) - و هر قطعه از زمان .
( 2 ) - يعنى : زمان ، موجب تكثر افراد نمىشود .