و منه انقدح حال اطلاق ما دلّ من الروايات على التقليد ، مع امكان دعوى الانسباق الى حال الحياة فيها [ 1 ] .
شرح
و نتيجتا براى شنونده ، علم ، حاصل شود و طبق قطع خود عمل نمايد نه اينكه تعبدا قول او را بپذيرد و تقليد نمايد » « 1 » .
ب : برفرض تسليم دلالت ، آيات مذكور از جهت حيات و ممات مفتى اصلا اطلاق ندارد تا اينكه بتوان براى جواز تقليد ميت به آنها تمسك نمود زيرا آيات در مقام بيان اصل مشروعيت تقليد است و از جهت محل بحث ، مهمل مىباشد و بديهى است كه استفادهء اطلاق از يك دليل ، منوط بر اين است كه متكلم از آن جهت ، در مقام بيان باشد .
[ 1 ] - يكى ديگر از ادلهء لفظيه ، اطلاق اخبار مىباشد كه متن آنها را قبلا « 2 » به نحو مشروح بيان كرديم .
مصنف رحمه اللّه : از آنچه در مورد آيات بيان كرديم « 3 » ، وضع اطلاق اخبار دال بر جواز تقليد هم براى شما مشخص شد زيرا اخبار هم - مانند آيات - از جهت بحث فعلى ، مهمل مىباشد و در مقام بيان شرائط و امورى كه در تقليد مدخليت دارد ، نيست تا بتوان به اطلاق آنها تمسك نمود .
قوله : « مع امكان دعوى الانسباق « 4 » الى حال الحياة فيها » .
« به علاوه » بين آيات و اخبار از اين جهت افتراق وجود دارد كه : بعضى از اخبار ، انصراف و انسباق به « احيا » دارد و شامل اموات نمىشود مانند : « . . . و اما الحوادث الواقعة
هامش
( 1 ) - اشكالات ديگرى هم در استدلال به آيات بيان كرديم و نيز ر . ك : صفحهء 392 .
( 2 ) - ر . ك : صفحهء 394 و 393 .
( 3 ) - يعنى : گفتيم آنها در مقام بيان اصل تشريع تقليد است .
( 4 ) - لا وجه لدعوى الانسباق الى حال الحياة فى روايات التقليد اصلا فان الانسباق لو سلم اصله فهو بدوى يزول بالتأمل و ليس هو به مقدار الدلالة و الظهور على نحو صح الاستناد اليه و الاعتماد عليه .
ر . ك : عناية الاصول 6 / 285 .