شرح
بحث كردهاند ، مشخص شد .
مسألهء فقهيه : فرض كنيد دو حالت متضاد طهارت و نجاست بر لباس شما - يا زيد - عارض شده منتها در تقدم و تأخر آن ، شاك هستيد كه آيا طهارت بر نجاست ، تقدم داشته يا اينكه نجاست بر طهارت ، مقدم بوده .
در فقه ، پيرامون مسألهء مذكور مفصلا بحث شده لكن آنچه به بحث فعلى ما ، مربوط مىباشد ، اين است كه : آيا در آن مسئله ، دو استصحاب جريان پيدا مىكند به اين نحو كه بگوئيم :
در يك زمان قطعا طهارت بر لباس زيد ، عارض شده و يقين دارد كه نجاستى هم برآن عارض گشته لكن چون در تقدم و تأخر نجاست ، شاك هست لذا مردد است كه آيا آن طهارت مسلمه ، زائل شده يا نه در اين صورت ، استصحاب طهارت جارى مىشود .
و همچنين در جانب ديگر ، استصحاب نجاست ، جريان پيدا كند و بگويد : يقين دارم لباس من در زمانى ، معروض نجاست قرار گرفت و ترديد دارم آن نجاست ، زائل شده يا نه « 1 » .
خلاصه : چه مانعى دارد كه استصحابين جريان پيدا كند اما اشكال و مسألهء تعارض آن دو هم مطرح باشد يعنى : از جهت جريان استصحاب ، يقين به طهارت و شك در زوال طهارت ، مطرح است و همچنين يقين به نجاست و شك در ارتفاع آن ، مطرح مىباشد لذا چرا « لا تنقض اليقين بالشك » نسبت به هر دو از جهت نقض يقين به شك ، جارى نشود منتها بعد از جريان ، مسألهء تعارض ، مطرح مىشود كه بايد توجه داشت ، تعارض ، يك مسئله است و عدم جريان استصحاب به خاطر اختلال اركانش مسألهء ديگرى هست .
سؤال : واقع و حقيقت مسئله ، كدام است ؟ به عبارت واضحتر : آيا در آن مسألهء فقهيه ، محلى براى جريان استصحاب وجود دارد يا نه ؟
هامش
( 1 ) - از جهت اينكه مردد هستم : آن طهارت ، قبل از نجاست عارض شده يا بعد از آن .