شرح
چنانچه بخواهند مجددا آن را تخصيص بزنند ، تخصيص ثانى يا مستوعب تمام افراد عام مىشود يا اگر مستوعب هم نشود ، تخصيص اكثر ، لازم مىآيد - كه هيچكدامش جائز نيست .
در همان مثال قبل ، يعنى : الف : « اكرم كل عالم » . ب : يستحب اكرام العدول .
ج : « يحرم اكرام فساق العلماء » . وقتى « اكرم كل عالم » با دليل ج تخصيص خورد براى عام فقط علماء عدول ، باقى مىماند حال اگر دوباره بخواهيم به وسيلهء دليل ب - يستحب اكرام العدول - برآن عام ، تخصيص وارد نمائيم و بگوئيم اكرام عدول هم مستحب است ، هيچ فردى براى آن ، باقى نمىماند « 1 » يعنى : مستوعب تمام افراد ، عام مىشود .
گاهى هم مستوعب تمام افراد عام نيست لكن مستلزم تخصيص اكثر مىباشد .
مثال : الف : « اكرم كل عالم » . ب : « يحرم اكرام فساق العلماء » . ج : « يستحب اكرام الهاشميين » . اگر دليل الف را به وسيلهء دليل ب تخصيص بزنيم ، علماء عدول ، تحت « اكرم كل عالم » ، باقى مىماند حال اگر طبق دليل ج بگوئيم اكرام هاشمى - اعم از اينكه عالم باشد يا نباشد - مستحب است و بخواهيم به وسيلهء آن ، تخصيصى بر اكرم كل عالم ، وارد نمائيم ، براى « اكرم كل عالم » ، چندان فردى باقى نمىماند ، فساق كه خارج شده و در ميان عدول هم فرض كنيد اكثريت علما با هاشميين است اگر دوباره تخصيصى برآن عام ، وارد نمائيم و هاشميين را از وجوب اكرام علما خارج نمائيم و بگوئيم اكرام هاشمين ، مستحب است براى آن ، فرد يا افراد قليلى باقى مىماند و اكثرا خارج هستند ، اين
هامش
( 1 ) - چون فساق به وسيلهء تخصيص اول از تحت عام ، خارج شد ، عدول هم كه اكرامشان مستحب است پس « اكرم كل عالم » هيچ مصداقى ندارد .