ولى اگر هيئت « مَفعَل » به صورت مشترك معنوى براى زمان و مكان وضع شده باشد ، جوابى كه اين دو بزرگوار فرمودهاند جواب تام و كاملى خواهد بود . براى روشن شدن مسئله ، ما سؤال مىكنيم كه قدر جامع بين زمان و مكان چه چيزى است ؟ آيا بين زمان و مكان ، يك قدر جامع حقيقى و ماهوى وجود دارد ؟ واقع مسئله اين است كه اين چنين قدر جامعى وجود ندارد ، زمان از يك مقوله و مكان از مقولهء ديگر است . اينها دو واقعيّت و دو حقيقت مىباشند و بين اين دو ، يك ماهيت مشترك وجود ندارد اگرچه كلمهء زمان و مكان معمولًا دنبال يكديگر ذكر مىشوند و مثل اين كه بين اين دو ، ارتباط نزديكى وجود دارد . ولى اينطور نيست كه زمان و مكان - مانند زيد و عَمرو - داخل در تحت ماهيت واحدى به نام انسان باشند و جامع آن دو ، يك حقيقت و ماهيت باشد ، بلكه اينها از مقولات مختلفى هستند . مكان از مقولهء « أين » و زمان از مقولهء ديگر است و بين مقولات ، تباين وجود دارد و هيچگونه اتّحاد ماهوى و حقيقى بين اينها تصوّر نمىشود ، لذا درنظر گرفتن جامع ماهوى و مقولى بين زمان و مكان ممتنع است . بلى مىتوان بين زمان و مكان يك جامع عنوانى و اسمى فرض كرد و آن عنوان « ظرف » است كه ما مىتوانيم ظرف زمان و ظرف مكان را تحت اين عنوان قرار دهيم و « ظرف » را در مورد هر دو استعمال كنيم . اين جامع ، جامع ماهوى نيست بلكه جامع عنوانى و اسمى است . ممكن است گفته شود : چه مانعى دارد همين جامع عنوانى را بهعنوان موضوع له براى هيئت « مَفْعَل » بدانيم و بگوييم : واضع ، هيئت مَفْعَل را براى عنوان « ظرف » به صورت مشترك معنوى وضع كرده و اين عنوان ، معناى جامعى است كه هم اضافه به زمان پيدا مىكند و هم اضافه به مكان ؟ جواب اين است كه چنين چيزى داراى اشكال است ، زيرا ما سؤال مىكنيم : آيا وضع را به نحو وضع عام و موضوع له عام حساب مىكنيد ؟ يعنى آيا هيئت « مَفْعَل » براى كلّى « ظرف » وضع شده كه يك مصداقش عبارت از زمان و مصداق ديگرش عبارت از مكان است ؟ اگر اينطور است بايد با شنيدن هيئت « مَفعَل » مفهوم « ظرف »
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 392
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٩٢