تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
خاصى در مقام تسميه داشته باشد . در نتيجه ، الفاظ عبادات براى خصوص صحيح وضع شده‌اند و استعمال آنها در فاسد به‌صورت مجاز است . « 1 » بررسى دليل سوّم صحيحى اين دليل ، داراى دو اشكال است : اشكال اوّل : آيا اتومبيلى كه از صدها جزء تشكيل شده است ، در صورت فقدان يكى از آن اجزاء - كه دخالت زيادى در ترتب اثر دارد - ديگر نمىتوان به آن حقيقتاً اتومبيل اطلاق كرد ؟ آيا شما صحيحىها مىخواهيد چنين چيزى بگوييد ؟ آيا وجداناً عقلاء اين گونه تعبير مىكنند ؟ اگر روزى يكى از دوستان شما - كه داراى اتومبيل است - با اتوبوس شركت واحد رفت و آمد كرد ، و شما از او سؤال كرديد : چرا با اتومبيل خودت رفت و آمد نمىكنى ؟ او چه جوابى به شما مىدهد ؟ آيا اگر به شما گفت : « اتومبيلم خراب است » ، شما مىگوييد : « اين حرف را نزن ، آنچه خراب شده ، الآن ديگر اتومبيل نيست ، تا قبل از خرابى ، اتومبيل بود » . آيا وجداناً ، مسئله اين‌طور است ؟ آيا وقتى گفته مىشود : « اتومبيل من خراب است » ، مقصود چيزى است كه قبلًا اتومبيل بوده يا مراد چيزى است كه الآن هم اتومبيل است ولى متّصف به صفت خرابى است ؟ اين يك مسئله وجدانى است كه ما وقتى به عقلاء مراجعه مىكنيم ، مىبينيم لفظى را كه - به قول مستدل - براى مركّب تام الاجزاء و الشرائط وضع شده است ، به‌طور حقيقت برآن اطلاق مىكنند بدون اين كه بين حالت سالم بودن و حالت خرابى آن فرقى باشد . از نظر عقلاء هر دو استعمال ، حقيقت است . و اين‌طور نيست كه در استعمال دوّم ، علاقه مجازى درنظر گرفته شده باشد . اشكال دوّم : استدلال ، مبتنى بر اين بود كه نياز استعمالى نسبت به ناقص و فاسد ، به اندازه‌اى نيست كه مسئله وضع را در اينجا مطرح كند ، بلكه به صورت مجاز
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 46