است . آيا مىتوان باور كرد كه اين الفاظ در زمان خلافت امير المؤمنين عليه السلام - كه فاصلهء طولانى بيست و پنج سال با رحلت حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله داشت - در معانى جديد ظهور نداشته است ؟ يا اينكه بايد اطمينان - بلكه يقين - داشته باشيم كه در لسان امير المؤمنين عليه السلام هم ظهور در معانى جديد داشته است و براى دلالتش بر معانى جديد ، نيازى به قرينه نداشته است . امّا در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله ، يك وقت كثرت استعمال را در لسان خود رسول خدا صلى الله عليه و آله ملاحظه مىكنيم . آيا در لسان آن حضرت ، كثرت استعمال به حدّى رسيد كه براى اين الفاظ ، وضعى تعيّنى بهوجود آورد ؟ و يك وقت در لسان مجموعهء مسلمانان - اعم از رسول خدا صلى الله عليه و آله و مردم - ملاحظه مىكنيم . آيا در اين مجموعه ، كثرت استعمال به حدّى رسيد كه دلالت اين الفاظ بر اين معانى بدون نياز به قرينه باشد ؟ اين فرض را هم - ظاهراً - نمىتوان انكار كرد كه اگر ما استعمالات را ملاحظه كنيم درمىيابيم كه اين مسئله تحقّق پيدا كرده است . خصوصاً با توجه به اين نكته كه اگر لفظ صلاة از رسول خدا صلى الله عليه و آله صادر مىشد ، مسلمانان روى اعتقاد به نبوّت كه به ايشان داشتند خود را موظّف مىدانستند دستورات حضرت را عملى كنند ، لذا شايد به دنبال اين لفظ صلاة ، هزاران استعمال ديگر پيش مىآمد و هركس مثلًا به ديگرى مىگفت : قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : « صلّ عند رؤية الهلال » . در نتيجه ، اين واقعيت را نمىتوان انكار كرد كه در مجموعهء مسلمانان حتى در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله كثرت استعمال به حدّى رسيد كه دلالت اين الفاظ بر معانى جديد ، نيازى به قرينه نداشت .
ولى اگر استعمالات شخص رسول خدا صلى الله عليه و آله را درنظر بگيريم و بخواهيم بگوييم :
كثرت استعمال شخص ايشان به حدّى رسيد كه ديگر در افاده اين معانى ، نيازى به قرينه نبود ، ادعاى چنين چيزى مشكل است . نكتهء جالب اين است كه آنچه گفتيم ، در كلام مرحوم آخوند نيز مورد اشاره قرار گرفته است . ايشان مىفرمايد : كثرت استعمال ، در مجموعه مسلمانان به حدّى رسيده است كه بدون نياز به قرينه بر معنا دلالت كند ولى در خصوص لسان شارع نمىتوان
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 574
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٧٤