تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣

پياده مىكنيم و مىگوييم : در حال اين استعمال ، نقلى تحقّق نداشته است . ايشان در تعليل كلام خود مىفرمايد : وضع اوّل ، براى ما به عنوان يك حجّت مطرح است . وقتى به استعمال ، برخورد مىكنيم مىبينيم نمىتوان گفت : در حال اين استعمال ، حجّت ديگرى - به نام وضع دوّم كه عبارت از همان نقل است - وجود داشته است بلكه در وجود حجّت ديگر - در حال استعمال - شك داريم . و به مجرّد شك ، نمىتوان از حجّت اوّل - كه قطعى است - رفع يد كرد . به‌همين‌جهت ، اصالة عدم النقل را جارى كرده و اين استعمال را بر معناى اوّل حمل مىكنيم . « 1 » جواب كلام مرحوم حائرى : 1 - جواب نقضى : بنا بر آنچه محقّق حائرى رحمه الله فرمود نبايد بين جايى كه تاريخ استعمال ، معلوم است با جائى كه تاريخ آن مجهول است ، تفاوتى باشد زيرا در مورد مجهول بودن تاريخ استعمال نيز شك داريم كه آيا در حال استعمال ، حجّت ديگرى وجود داشته يا نه ؟ جملهء « لا يرفع اليد عن الحجّة به غير الحجّة » در اينجا نيز جريان دارد . 2 - جواب حلّى : وضع - بما هو وضع - حجّت نيست بلكه آنچه حجّت است ظهور مىباشد و با علم به وضع ثانى و شك در تقدّم و تأخّر ، ظهورى براى كلام منعقد نمىشود و اصالة عدم النقل نمىتواند موجب انعقاد ظهور شود . « 2 »

هامش
( 1 ) - درر الفوائد ، ج 1 ، ص 46 و 47
( 2 ) - رجوع شود به : مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 1 ، ص 132 و تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 62
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 533 | الشيخ فاضل اللنكراني