في الدار » نيست ، مىگوييم : در اين جمله چه چيزى را مىخواهيد در اختيار مخاطب قرار
دهيد ؟ « زيد » و « دار » كه سر جاى خود مىباشند . آنچه با اين جمله به مخاطب مىخواهيد بگوييد ، اين است كه « دار ، به عنوان « ظرف براى زيد » است » . و اين معنا ، يك معناى حرفى است . در جملهء فعليه - مثل ضَرَبَ زيدٌ - نيز همين مسئله مطرح است زيرا آنچه مىخواهيم با اين جمله تفهيم كنيم عبارت از « صدور ضرب از زيد » و « ارتباط بين زيد و ضرب » است و اين معنا ، يك معناى حرفى است . خلاصه اينكه معانى حرفيه اگرچه در مقام واقعيت داراى استقلال نيستند ولى در مقام افهام و تفهيم داراى استقلالند . و لازمهء اين استقلال ، ترتّب آثارى - مثل اطلاق داشتن و مقيّد شدن - است كه در جاى خود مطرح خواهد شد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 405
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٠٥