تذييل بحث معانى حرفيه
در پايان بحث معانى حرفيه ، تذكر اين نكته را لازم مىدانيم كه اگرچه ما - به تبعيت از مرحوم محقّق اصفهانى - با زحمت توانستيم واقعيتى براى معانى حرفيه درست كنيم ؛ اين واقعيت ، هرچند به خاطر غير مستقل بودن و جنبهء اضافى و ربطى داشتن و وابسته به طرفين بودن داراى ضعف بود ولى يك چيز اين ضعف را جبران مىكرد و آن اين بود كه متكلّم ، وقتى در مقام افهام و بيان مقاصد ديگر قرار مىگيرد ، نوعاً غرض او فهماندن همين معانىِ حرفيه است ، يعنى معانى حرفيه - در مقام افاده - داراى استقلالند و متكلّم اصلًا مىآيد كه اينها را بيان كند . و خلاصه اينكه معانى حرفيه ، در مقام واقعيتْ محتاج به طرفين بوده و در مقام تفهيم و تفهّم ، در رأس همه قرار مىگيرد . در قضاياى حمليّهء خبريه ، اگرچه ما گفتيم : « نسبت وجود ندارد » ، ولى بهجاى نسبت ، مسألهء « هوهويت » را مطرح كرديم و « هوهويت » يك معناى حرفى و غير مستقل است ، زيرا « هوهويت » ، به موضوع و محمول نياز دارد ، و هدف از تشكيل قضيّه حمليّهء خبريه ، بيان « هوهويت » و « اتحاد » بين همين موضوع و محمول است .
« هوهويت » ، هم داراى واقعيت است و هم معناى حرفى است و نمىتوان براى آن واقعيتى مستقل و غير محتاج به طرفين درست كرد . در جملههاى خبريه و قضاياى حمليّه - كه در بيشتر موارد مقاصد متكلّم با همينگونه جملهها افهام مىشود - نقطهء اصلى در قضيّه ، عبارت از تفهيم معناى حرفى ( هوهويت ) است . و هريك از موضوع و محمول اگر جداى از جمله و جداى از يكديگر درنظر گرفته شوند ، تفهيم در مورد آنها مطرح نيست . آنچه مخاطب نمىداند و شما مىخواهيد او را مطّلع كنيد ، افادهء هوهويت بين موضوع و محمول است . همين هوهويتى كه واقعيتش محتاج به موضوع و محمول است ولى در كلام - به عنوان غرض افاده - در رأس قضيّه قرار مىگيرد . در قضيّه « زيد في الدار » نيز - اگر « كائن » در تقدير بگيريم - همان « هوهويت » مطرح است و اگر كسى اين را نپذيرفت و گفت : « زيد في الدار » به معناى « زيد كائن