الكتاب حجّة » - اگرچه حكم الهى است ولى داراى استقلال نبوده و براى دستيابى به احكام ديگر مورد استفاده قرار مىگيرد . مثلًا مسئله « خبر الواحد حجّة » براى اين است كه اگر خبر واحدى داشته باشيم كه حكم نماز جمعه را بيان مىكند ، از آن خبر حكم نماز جمعه را استفاده كنيم . « 1 »
بررسى نظريه امام خمينى « دام ظلّه »
نظريهء ايشان بهترين نظريات در رابطه با ملاك تمايز بين مسألهء اصولى و قاعدهء فقهى است ، زيرا لازمهء نظريهء فوق اين است كه مباحث اصول عمليهاى كه در شبهات موضوعيه جارى مىشوند نيز از مباحث علم اصول به حساب آيند . و ما مىبينيم تمام مباحث شبههء موضوعيه در علم اصول مطرح شده و خروج آنها از علم اصول ، مشكل است . چگونه مىتوان ملتزم شد استصحاب جارى در شبهات حكميه ، جزء مباحث اصول و استصحاب جارى در شبهات موضوعيه خارج از مباحث اصول است ؟ ولى درعينحال ، نظريهء ايشان خالى از اشكال نيست ، زيرا بر اساس اين نظريه بايد أصالة الحلّية و أصالة الطهارة را از علم اصول خارج بدانيم ، چون اينها داراى جنبهء استقلالى مىباشند و تطبيق آنها بر مواردشان ، تطبيق كلّى بر فرد است و نمىتوان در آنها عنوان آليت درنظر گرفت . در حالى كه أصالة الحلّية در علم اصول مطرح شده است .
البته أصالة الطهارة در اصول مطرح نشده ، آنهم به جهت مسلّم بودن و قلّت مباحث آن ، نه به جهت اينكه مسألهء اصولى نيست .
نتيجهء بحث در تمايز بين قاعدهء فقهى از مسألهء اصولى اگرچه نظريهء امام خمينى « دام ظلّه » نيز داراى اشكال بود ولى با توجّه به اين كه اشكال نظريهء ايشان كمتر از اشكال نظريات ديگر بود ما همين نظريه را اختيار مىكنيم .
هامش
( 1 ) - مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 1 ، ص 51 و 52 و تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 11