اين چهار را مىشناسيم براى اين كه بزندگى ما مربوطاند . فافهم .
نكته 975
معراج سه قسمت بود : از مسجد الحرام تا مسجد اقصى سير در زمين و راجع به حال امت و آنچه واقع آنها بود نمايش داده شد و آن متعلق بعالم شهادت است ، و سير در آسمانها نظر به حال خود پيغمبر دارد كه آسمان برزخ ميان عالم پايين و عالم بالا يعنى غيب و شهادت است و خود پيغمبر واسطه ميان اين دو عالم است حال خود در ميان آسمانها مشاهده فرمود ، و از آسمانها گذشت راجع بعالم غيب محض است و جبرئيل با حال وساطت و پيغامآورى از غيب بشهادت و تمثل به صورت جسمانى در عالم غيب محض نيست لذا پيغمبر از آخر آسمانها جبرئيل را گذاشت و بالا رفت و اشعار ملاى رومى در بيان اينمقام شيرين است كه :
احمد ار بگشايد آن پر جليل * تا ابد مدهوش ماند جبرئيل
الخ .
نكته 976
ابان بن تغلب گويد كه : زنى ديدم پسرش مرد ، برخاست چشمش را بست و او را پوشاند و گفت جزع و گريه چه فائده دارد آنچه را پدرت چشيد تو هم چشيدى و مادرت بعد از تو خواهد چشيد ، بزرگترين راحتها براى انسان خواب است و خواب برادر مرگ است چه فرق مىكند در رختخواب بخوابى يا جاى ديگر ، اگر اهل بهشت باشى مرگ به حال تو ضرر ندارد و اگر اهل نارى زندگى به حال تو فايده ندارد ، اگر مرگ بهترين چيزها نبود خداوند پيغمبر خود را نمىميراند و ابليس را زنده نمىگذاشت .
نكته 977
شرف شمس در نوزده درجه حمل است و اين حروف عاليات را كه هفت و سيزدهاند و به همين اسم شريف شرف شمس شهرت دارد برنگين انگشترى نقش كنند . و در شرح و خواص