جمع بين حق و ميزان در آيه چقدر شيرين است زيرا دو جسم و جسد يك روحاند ، در ديوان راقم آمده است :
حق و ميزان در عدد يكسان بود * آرى آنچه حق بود ميزان بود
هر چه ميزانست آن عين حق است * هردو از يك اصل مصدر مشتق است
جز حق اندر انفس و آفاق چيست * غير ميزان اندرين نه طاق چيست
آدمى را حق و ميزانى بود * تا كه اندر راه انسانى بود
نكته 939
لبخ درختى است كه در انصناء رويد و گويند هر لوحى از آن را به پنجاه دينار مىفروختند . و از خواص چوب آن ، آن است كه چون دو تخته بهم مىبستند و در آب مىافكندند به يكديگر جوش مىخورد و مانند لوح واحد ميشد .
نكته 940
قال صلى الله عليه و آله و سلم : لى مع الله وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب و لا نبى مرسل ، نكره در سياق نفى افاده عموم مىدهد كه در آنحال لا يسعنى خود آن جناب را كه نبى مرسل است شامل است . و انما قال وقت و لم يقل مقام للفرق بين مرتبة الرسالة و مرتبة الولاية لان دعوى الرسالة لا يلائم دعوى المقام هناك و انما يلائم الدعوى الوقتية ( اسفار ج 3 ص 62 ط 1 ) مقام شهود دائم است بخلاف وقت ، فرق ميان وقت و مقام نظير فرق ميان حال و ملكه است ، ( اسفار ج 3 ط 1 ص 84 ) .
نكته 941
هرون از شقيق بلخى پرسيد ، شقيق بن ابراهيم زاهد تويى ؟ گفت : شقيق بن ابراهيم منم ، ولى زاهد تويى چون من دنياى قليل را ترك كردم و تو آخرت را پشتپا زدى .
نكته 942
متأله سبزوارى در تعليقهاى بر اسفار ( ج 3 ط 2 ص 437 ) گويد : قد قرر أن العقول الكلية لا حالة منتظرة لها فكيف