است ؛ و در اين سال ارتحالش به تدريس رسائل و مكاسب شيخ اعظم انصارى ( اعلى اللّه تعالى مقاماته ) اشتغال داشت ؛ مزيدا اين كه از ارباب قلم هم بوده است كه داراى برخى از تأليفات در رشتههاى ياد شده است .
نامه را با تبرّك به نقل حديثى شريف خاتمه مىدهيم : در اصول كافى روايت شده است كه
جاء رجل إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فقال يا رسول اللّه : ما العلم ؟ قال : الانصات . قال : ثمّ مه ؟
قال : الإستماع . قال : ثمّ مه قال : الحفظ . قال : ثمّ مه ؟ قال : العمل به . قال : ثمّ مه يا رسول اللّه ؟ قال نشره ( ج 1 ، ص 38 معرب )
يعنى : مردى به حضور باهر النور پيغمبر اكرم تشرّف حاصل كرد و از آن جناب پرسيد كه علم چيست ؟ فرمود : خاموشى است . گفت : پس از آن چيست ؟ فرمود :
گوش فرادادن است . گفت : پس از آن چيست ؟ فرمود : فراگرفتن است . گفت : پس از آن چيست ؟ فرمود بدان كار بستن است . گفت : پس از آن چيست ؟ فرمود : به ديگران رساندن است .
آرى ، دانشمند ارجمند جناب يوسفيان بسيار عزيز من ، مصداق بارز اين حديث شريف بوده است كه خاموشى گزيد و گوش فرا داشت و دانش فراگرفت و بدان كار بست و به ديگران نيز رسانده است . رضوان اللّه تعالى عليه .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
.
و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته - قم حسن حسنزاده آملى 31 / 3 / 1369 ه . ش
كلمهء 572
هيچ يك از خواب و غشوه و خوف و تنويم مغناطيسى و توجّه سلوك عرفانى و نظائر آنها براى تمثّلات و مكاشفات و ادراكات فوق طور عقل موضوعيّت ندارد ؛ و آنى كه موضوعيّت دارد ، انصراف از اين نشأه طبيعت است . فافهم .
كلمهء 573
وجه الشيء هو الشيء بوجه ، قوله ( سبحانه ) :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
( سوره بقره ، آيه 116 ) .