اعلم أنك إذا نظرت في حروف الدائرة الأبجدية - فكل حرف كان قبل الحرف المطلوب بلا فصل يكون هو تنزّله ، و بالعكس كذلك ( اى بلا فصل ) ترقّيه ؛ و كل حرف كان زائدا في العدد على آخر أو ناقصا عنه بمرتبه فهو ترفّعه ، و بمرتبتين مساواة . . . .
مثلا اگر حرف مطلوب « ج » باشد ، قواى او اين چهار حرف است : « ب ج د / ش / ل » و آن را دور صغير گويند كه از ادوار ثلاثه است ؛ و اگر نظيره دواير اهطمى ، ابتثى ، ابجدى ، ايقغى با حرف مطلوب باشد ، دور كبير است كه هشت حرف دور كبير حرف مطلوب مىشوند ؛ و اگر دور صغير با نظيره ابجديه فقط باشد ، دور وسطى است . پس ادوار ثلاثه صغير و وسيط و كبير است .
قواى يكى از چهار حرف قواى حرف مطلوب را قواى قوى گويند ؛ مثلا در مثال فوق قواى ب قواى قوى است و همچنين قواى ش د ل كه قواى قوى هستند .
نوزده هزار از ترقى نوزده برخاسته است ، و ترقّى را در معمّيات اهميّت خاص است ، مثلا اين بيت كه معمّى به اسم « على » است :
چه نام او گذرد بر صوامع ملكوت * به قدر مرتبه هر يك ز جا بلند شوند
يعنى : هريك از حروف « ز جا » كه زاى و جيم و الف است ، به قدر مرتبه خود ترقى كند ؛ يعنى از آحاد به عشرات رود . پس « زاى » عين مىشود و « جيم » لام ، و « الف » ياء ، و از مجموع اسم على حاصل مىشود .
اى عزيز ! ذكر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
را به دستور مذكور مغتنم بدار كه مفتاح سعادت است ، و در حضور و مراقبت كوش تا سلطان توحيد صمدى را به علم اليقين ، بلكه برتر از آن به عين اليقين ، بلكه بالاتر از آن به حق اليقين ، بلكه فراتر از آن به برد اليقين ادراك كنى و به مقام سراح نايل آيى .
لطيفه : عالم كتاب حق تعالى و مؤلف از كلمات وجودى نورى غيرمتناهى است ، و اين كتاب عينى تكوينى معانى نفس الأمرى كتاب تدوينى أعنى قرآن كريم حكيم است ، و « ظهرت الموجودات عن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
. در « دفتر دل » ثبت شده است كه :