تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
غذاى عام خام است و بود پوست * غذاى خاص مغز است و چه نيكوست
در اين معنى نگر در كاه و گندم * چه مىباشد غذاى گاو و مردم
طعامى خور كه جانت زنده گردد * چو خورشيد فلك تابنده گردد
طعام روح انسان است قرآن * طعام تن بود از آب و از نان
بيا زين مأدبه برگير لقمه * نيابى خوشتر از اين طعمه طعمه

كلمه 432

علماى منطق علم را به تصور و تصديق تقسيم كرده‌اند ، و تمام علوم نظرى مبتنى بر تصور و تصديق است و خطاى فكرى در علوم نظرى است ، لذا علم منطق ميزان علوم نظرى است و نتيجه خطا و صواب را از يكديگر تميز مىدهد ؛ اما در علوم شهودى كه فوق فكرى است علم منطق راهى ندارد ، زيرا علم شهودى نه تصور است و نه تصديق ، و درباره علم شهودى بايد گفت كه « الدليل دليل لنفسه » ، و وحى از اين سنخ است ، و صاحب اسفار در بحث كلام آن وحى را اولى حقيقى دانست . و مراد از اولى همانست كه بديهى و مشهود و مصداق « الدليل دليل لنفسه » ، و « آفتاب آمد دليل آفتاب » باشد . خلاصه اين كه علم منطق ميزان علوم نظرى است نه علم شهودى . مثال علم شهودى اين كه نفس ناطقه انسانى عالم به قواى خود است و اين علم نفس به قوايش نه تصور است و نه تصديق ، بلكه علم شهودى نفس به قوايش مىباشد كه قوى شئون ذاتيه اويند ، و علم بارى تعالى به ماسوايش اين چنين است . علم اذواق هم اين چنين است كه علم فكرى به اصطلاح منطقى نيست . شيخ اكبر محيى الدين طائى در فصوص الحكم و در ديگر كتبش علم اذواق را بسيار نام مىبرد ، و مرادش از اين ذوق دارا شدن است نه دانا بودن مفهومى ، به اين صورت كه انسان هر اسم حاكم در دار هستى را بيابد و بچشد و آن را