تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
اى عزيز ، همه ادراكات و تمثلات از جدول وجودى توست و درونى است مثل احضار ارواح كه معنايش اين نيست كسى خارج از تو از درب خانه مثلا وارد خانه مىشود بلكه ارتقاء صعودى انسان است فافهم و احكام و اوضاع و احوال ماوراء طبيعت را با عالم طبيعت قياس مكن ، نكته 82 و 88 كتاب هزار و يك نكته ما در اين مطلب مطلوب است . بند دهم « دفتر دل » در اين معنى - اعنى در تمثّلات ادراكى و ما فوق آن و اشارت به سرّى از اسرار آيات و روايات - حقا بسيار شايسته و بايسته سخن گفته است كه سزاوار است در حق آن گفته شود : « نطق فيه روح القدس » :
صعود برزخى چون گشت حاصل * بيابى بس تمثّلهاى كامل
تمثّل باشد از ادراكت اى دوست * برون نبود ز ذات پاكت اى دوست
همه اطوارت از آغاز و انجام * همه احوالت از لذّات و آلام
ز ادراكات تست از نيك و از بد * تويى خود ميهمان سفره خود
چو شد آيينهء ذات تو روشن * ز گلهاى مثالى مثل گلشن
به وفق اقتضاى بال و حالت * معانى را بيابى در مثالت
مثالى همنشين و همدم تو * فزايد نور و بزدايد غم تو
رفيق خلوت شبهاى تارت * ترا آگه كند از كار و بارت
سخن از ماضى و از حال گويد * خبرهايى ز استقبال گويد
چو يا بى در خودت صبر و قرارى * حضورى در سكوت اختيارى
نهان از ديده اغيار باشى * عيان و كاتم اسرار باشى
به آداب سلوك اهل ايقان * بدان جايى رسى از نور عرفان
كه تا كم‌كم ز لطف لا يزالى * بيابى كشفهاى بىمثالى
چو دادى تار و پودت را به تاراج * عروج احمدى يا بى به معراج
و در همين معنى جناب متأله سبزوارى در شرح مثنوى معنوى چه نيكو فرموده است : « وسايط در حشر همه ذاتيّه و داخله‌اند ، نه خارجه از ذات و باطن ذات نفوس مثل اين عالم دنيا » ( شرح اسرار ، دفتر ششم ، چاپ اول رحلى ناصرى ،