و نجوما بتفصيل تنزيل شد ، تو نيز به قدر خود از ملكوت عالم خواهى گرفت كه حصول استعداد همان و نزول حقايق همان ، چه هيچ كس در عالم محروم نيست چنان كه آحاد رعيّت كه تأسّى به حضرتش داشتند چنين موهبتى را يافتند .
رسول الله ( صلوات اللّه و سلامه عليه ) قرآن را از مقام « هو » گرفت :
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
( سوره توبه ، آيه 33 ) ، و ديگران از مقام مشكات خاتم مىگيرند ، و به تعبير شيرين صائن الدين على بن تركه در تمهيد القواعد ( ط 1 ، ص 162 ) :
إنّ من الأشياء الخفية ما لا يصل إليه العقل بذاته بل إنما يصل إليه و يدركه باستعانة قوة أخرى هي أشرف منه ، و باستعانة نور أضوأ و أتم منه مقتبسا من مشكاة الزجاجة الإنسانية التى فيها المصباح .
و تفاوت بين آنچه را كه آحاد رعيت به واسطه مشكات و مصباح ولايت و نبوّت تلقّى كردهاند و بين آنچه كه بر خاتم القا شده است به قدر تفاوت بين خود آحاد رعيت تا خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است ، پس سعى كن تا از امّت خاتم باشى كه واهب همواره باسط است ، بايد دست متّهب پيدا كرد كه « العلماء ورثة الأنبياء » .
در پيرامون موضوع سخن ما در اين واقعه ، حكيم مجدود بن آدم سنايى غزنوى چه نيكو فرموده است :
اگر بودى كمال اندر نويسايى و خوانايى * چرا آن قبله كل نانويسا بود و ناخوانا
و نيز جناب متأله سبزوارى چه نيكو فرموده است :
آفاق ديدم انفس رسيدم * من ذايدانيه ما شفته قط
صد چون سروشش حلقه به گوشش * ناخوانده او لوح ننوشته او خط
و در ديوان اين كمترين آمده است :
از قال و قيل درس مجازى * معلوم شد قد مفهوم شد قط
آخر نتيجه نگرفتهايم از * اصغر و اكبر و حدّ اوسط
بنگر كه يارم آن قبله كل * وان وحى مهبط و ان عشق مربط