تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
است به حركت و بخت و اتفاق تشكيل يافته . انكساغوراس (
Anaxagore
) مىگفت عالم تشكيل يافته است از مادّه‌اى كه عددا بسيار و طبيعتا متحد و مبهم و نامعين است ؛ اما خداوند عالم تشكيل‌دهنده و به نظام آورنده آن است . ارسطو وى را به اين جهت به عقل ستوده . ابيذقلس يا انباذقلس (
Empedocle
) گفت : تشكيل عالم از عناصر اربعه است و اصل تربيع عناصر از اوست . محمد بن عبد اللّه قرطبى در اسلاميين خود را تابع فلسفهء او مىشمرد و از او عقايدى نقل مىكنند . برقليس (
Pricles
) از شاگردان انكساغورس و عقايدش شبيه به عقيده وى بود سوفسطائيين (
Les sophistes
) . سقراط (
Socrate
) مروّج توحيد كه فلسفه را از توجه به طبيعيات به الهى و معرفة النفس برگردانيده و با سوفسطائيين مبارزت كرد .

مدارس قرن چهارم قبل از ميلاد

مدارس اين قرن متعلق به شاگردان سقراط بود كه بعضى مخالف و بعضى موافق او بودند . افلاطون (
Platon
) اشهر و اعظم شاگردان سقراط بود و بقدرى كه ساير ملل انبياى خود را تعظيم مىكردند ملت يونان او را تعظيم مىنموده و نسبت به مولد و منشأ او كرامات نقل مىكردند . گويند : سقراط در خواب ديد كه مرغ زيبايى در دامن او نشست . بعد برخاسته در هوا پريد و با لحن خوش به آواز آغاز كرد كه تمام اهل جهان را به اهتزاز آورد . فرداى آن شب افلاطون به حضور او آمد و تعبير خواب محقق گرديد . كتب افلاطون را تقريبا بالتمام حفظ كردند و معروفترين آنها فاذن (
Phedon
) و طيماوس (
Timee
) و جمهوريت است و از عقايد او ازليت و ابديت زمانى نفوس انسان است و ديگر اعتقاد به مثل (
idees
) كه گاهى آنها را ارباب انواع و صاحب طلسم (
Archetype
) و انموذج روحانى (
Causes exemplairo
) و مدرس او را