شروح و تفسيراتى كه بر كتب وى نوشتهاند از حيّز احصا بيرون است چه بتپرستان و چه مسيحين ، و از اين جهت او را معلم (
Le maitre
) مىنامند .
مدارس قرن سوم
عمدهء آنها مدرسه فورون است (
Pyrrhon
) كه از شكاكين بود يعنى يك قسم سوفسطائى .
ديگر اتباع ابيقورس (
Epicure
) مذهبش مخلوط از ديمقراطيس و قورنيائيين و نامش بين ملل منفور است .
سوم رواقيين يا اهل مضال (
Stoicisme
) كه مؤسس آن كرسفس (
Crates
) و زينون رواقى (
zenon
) و بناى فلسفه آنها بر حلول [ است ] ؛ ولى در ترويج اخلاق و حكم و تربيت مردم خدمتها كردهاند و چندين قرن مدت آنها طول كشيد .
بعد از اينها در يونان طريقه جديدى ظاهر نشد ، مگر بعد از پنج قرن . اوائل قرن سوم قبل از ميلاد در مدرسه اسكندريه فلسفه تأسيس شد مخلوط از حكمت و عرفان كه اروپائيها
Neo - Platonisme
گويند يعنى افلاطونى جديد و از معاريف آنها فلوطين (
Plotin
) و اسكندر افروديسى « 1 » .
Alexendre d'Aphrodisias
و فرفوريوس (
Porphyre
) صاحب قول به اتحاد عاقل و معقول و اتحاد عقل مردم با عقل فعال (
L'extase
) و هموست كه شيخ الرئيس درباره كتابش گفته : « و هو حشف كله » و بواسطه معاندت با مسحيين و غلبه نصرانيت صد سال قبل از اسلام از بين رفتند .
دوره علم و حكمت در يونان تقريبا هزار و دويست سال طول كشيد و زبان آنها كه اغريق (
grec
) مىگفتند در اين مدت زبان علمى عالم بود و بعد از آن ملت اسلام جانشين آنها شدند و علوم آنها را گرفته تكميل كردند و در اسلام نيز طرق
هامش
( 1 ) . افروديس محلى بوده است در جزيره صقليه . اعتماد من در نقل اقوال يونانيين بر كتب اروپائى مخصوصا تاريخ دزبرى و فلسفه لار بوده است .