را يك مآل است و استفاده از آن دو در اين موضوع ، به يك منوال است ، و هر يك از آن دو معاضد ديگرى است .
رساله را به لمعهاى از لمعات خاتمه دهيم : اشتقاق عاشق و معشوق از عشق است و عشق در مقر عزّ خود ، از تعيّن منزّه است و در حريم عين خود ، از بطون و ظهور مقدّس . بلى بهر اظهار كمال از آن روى كه عين ذات خود است ، خود را در آينهء عاشقى و معشوقى بر خود عرضه كرد ، حسن خود را بر نظر خود جلوه داد ، از روى ناظرى و منظورى نام عاشقى و معشوقى پيدا شد ، نعت طالبى و مطلوبى ظاهر گشت . ظاهر را به باطن نمود ، آوازهء عاشقى برآمد ، باطن را به ظاهر بياراست ، نام معشوقى آشكارا شد .
يك عين متفق كه جز او ذرهاى نبود * چون گشت ظاهر اين همه اغيار آمده
اى ظاهر تو عاشق و معشوق باطنت * معشوق را كه ديد طلبكار آمده
عشق از روى معشوقى ، آينهء عاشق آمد تا در وى مطالعهء ذات خود كند و از روى عاشقى ، آينهء معشوقى ، تا در او اسماء و صفات خود بيند ، هر چند در ديدهء شهود يك مشهود بيش نيايد ، امّا چون يك روى به دو آينه نمايد ، هر آينه ، در هر آينهء روى ديگر پيدا آيد .
و ما الوجه إلّا واحد غير أنّه * إذا أنت عدّدت المرايا تعدّدا
غيرى چگونه روى نمايد چو هر چه هست * عين دگر يك است پديدار آمده
اين رساله ، در بيان اقسام فاعل ، در حلقهء تدريس دروس توحيدى تنى چند از طالبان كمال در آمل ، به عون و مشيت ملك متعال ، به رشتهء تحرير درآمده است .
دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
.
قم - حسن حسنزاده آملى
13 رجب 1394 ه ق
11 مرداد 1353 ه ش